فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦٢ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
[١] ٤. حارث همدانى، از ياران سرّ امام (ع) بود كه به هنگام اعزام به مأموريت پيام نامه شماره ٦٩
نهج البلاغه
را دريافت نمود كه در آن پيام، رهنمودهاى دقيق و گرانقدرى ديده مىشود كه براى كارگزاران ضرورت حياتى دارد.
١٥. سهل بن حنيف انصارى، عامل امام (ع) در مدينه بود كه به خاطر مركزيت و مدفن پيامبر اسلام (ص) از اهميت ويژهاى برخوردار بود. نامه شماره ٧٠
نهج البلاغه
، خطاب به وى خويشتن دارى را در برابر توطئههاى معاويه گوشزد مىنمايد.
١٦. منذربن جارود عبدى كه در تاريخ، به عنوان خيانتكار از وى ياد شده و امام (ع) در نامه شماره ٧١
نهج البلاغه
، نكته بسيار مهمى به وى تذكر مىدهد كه انتخاب وى براى اداره بخشى از ايالات سرزمينهاى اسلامى، به خاطر آن بوده كه فرصتى به دست او داده شود تا بتواند راه پدر و صالحان را بپيمايد. ولى وى از اين فرصت سوء استفاده نمود و امام (ع) در پايان اين نامه وى را بى درنگ به بازگشت به مدينه فرا خواند.
نامههاى ديگرى نيز در
نهج البلاغه
آمده است كه مخاطبان و محل مأموريت آنان دقيقاً مشخص نيست و عنوان نامه به اين صورت ثبت شده است:
«و من كتابه الى بعض عماله»
نامه امام (ع) به برخى از كارگزارانش١.
مبحث هفتم: نظام ادارى و دستور العملها
انسجام كه اساس پيوند تار و پود يك نظام ادارى است، همواره در برابر بحرانها آسيب پذير بوده و بى توجهى به آن مىتواند مديريتها را مورد تهديد قرار دهد. در عصر علوى فتنه بزرگ «خونخواهى عثمان» كه ريشه در توطئههاى بنى اميه براى تضعيف اركان حكومت امام (ع) داشت سراسر قلمروهاى حكومت على (ع) را فرا گرفت و اين فتنه سياسى مىتوانست تمام پيوندها را بگسلد و نظام ادارى كشور پهناور اسلامى در آن عصر را متلاشى سازد. بخشنامهها و پيامهاى توجيهى امام (ع) كه بخشى از آنها به
[١] . مانند نامههاى شماره ١٩، ٢٤، ٢٥، ٤٠، ٤١، ٤٦، ٥١، ٥٢ و ٧٩.