فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٢ - مبحث نهم حق برخوردارى از مساوات
مسؤوليتى براى آنان ايجاد نمىكند و نمىتوان گفت كه جامعه در برابر آنها مسؤوليتى ندارد، در مورد اقشار آسيبپذير و بسيارى از محرومان در جامعه نيز چنين حالتى صادق است و عدم توانايى آنها براى كسب موفقيت در رقابتهاى فشرده اقتصادى، ناشى از تنبلى، بىمسؤوليتى و به طور كلى اختيارى و عمدى نمىباشد. اين نكته دقيق را در مساوات به مفهوم اسلامى بوضوح مىتوان ديد.
قرآن به عنوان نمونه در ثروت سرمايهداران حقى براى محرومان و اقشار آسيبپذير قرار داده است. زيرا انباشتگى سرمايه آنان دليل بر عدم استيفاى محرومان و استيفاى پيش از حق صاحبان ثروتهاى كلان مىباشد. [١]
[٣] ">«ثم الله الله فى الطبقة السفلى من الذين لا حيلة لهم... فان فى هذه الطبقة قانعاً و معترّاً»
[٢]خطاب به فرمانرواى مصر است: (به خاطر خدا طبقات محروم و درماندهاى كه راهى براى دستيابى به استيفاى حقوقشان را ندارند، مدّ نظر داشته باش، آنهايى كه چهبسا بر اثر عوامل خير اختيارى، فقر بر آنها تحميل شده باشد.)
٨. برابرى امت
: منظور از برابرى امت در حقيقت برابرى در حقوق شهروندى در نظام اسلامى براى مؤمنان است. امت رمز يكپارچگى مردم مسلمان در نظام و دولت اسلامى به شمار مىرود كه وحدت آن«(إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً)٣ رمز برابرى در درون اين مجموعه متشكل و سازمانيافته است. اين نوع برابرى كه در «اخوت اسلامى» (إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ)٤ تجلى يافته است. همه امتيازها و فاصلههاى مادى و ظاهرى را درهم شكسته و سورهاى از قرآن كه در آن، عتاب به پيامبر (ص) ديده مىشود حماسه آن را جاودانه كرده است. [٥]
برابرى آحاد امت به معنى آن است كه هر فرد از امت اسلام به لحاظ عضويت در مجموعه و منظومه برادرى ايمانى داراى حق برابر است. در اين مجموعه هر فرد مىتواند با احراز شرايط لازم به همه مقامات عاليه و درجات بالاى جامعه برسد، حتى به امامت و يا در امامت امت مشاركت نمايد. (وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ
[١] . (وَ فِي أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ لِلسّٰائِلِ وَ اَلْمَحْرُومِ)، ذاريات، آيه ١٩.
[٢] . نهجالبلاغه، نامه ٥٣.
[٣] . انبياء، آيه ٩٢.
[٤] . حجرات، آيه ١٠.
[٥] . عبس، آيات ٥-١٠.