فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٩ - مبحث هشتم نظام حسبه اسلامى و سيستم مشابه آن در روم شرقى
از سوى ديگر اصطلاحات مشابهى كه در رابطه با بازرسى بازار در دو فرهنگ روم شرقى و اسلامى بكار رفته برخى ديگر از شرق شناسان غربى را بر آن داشته كه ريشه نظام حسبه را نهفته در نظام روم شرقى جستجو نمايند.
به تصور اين خاورشناسان، واژه صاحب السوق و يا محتسب (مأمور تنظيم بازار) كه در حكومت امويان در اندلس رايج گرديد، برگرفته از واژه «آگورانوموس» به زبان يونانى است كه به معنى بازرس بازار مىباشد. [١]
پرواضح است كه تشابه، هنگامى در ريشهيابى دو امر مشابه قابل استناد مىباشد كه امر اصلى از نظر زمانى مقدم و امر فرعى و حادث در مقايسه با آن متأخر باشد. نظام حسبه در اسلام داراى مبنايى سابقهدار و مبتنى بر آيات الهى و سيره پيامبر اسلام (ص) مىباشد و زمان وحى دو قرن بر زمان تدوين كتاب بيزنسى حاكم تقدم دارد و افزون بر اين اصولاً مبناى اصلى حسبه، كاملاً معنوى و انجام فريضه دينى امر به معروف و نهى از منكر است، هر چند كه به امور دنيايى چون امور اقتصادى و سياسى تعلق گيرد.
به علاوه نظام حسبه در ماهيت نظارتى مردمى بر امور عمومى و به عبارت ديگر نظارتى از پايين به بالاست در حالى كه نظام حسبه بيزنسى، مقررات حاكمانه دستگاه سلطنتى بر امور مردم و به عبارتى نظارت از بالا به پايين مىباشد. [٢]
دستگاه ادارى در ديوان پادشاهان عمل مىنموده است.
[١] . رك: محمد حسين ساكت، نهاد دادرسى در اسلام، ص ٣٠٣ و ص ٣٢٥، چ آستان قدس رضوى، ١٣٦٥ و همچنين گزارش وى از دكتر سيدالباز العوينى رك: عبدالرحمن شيزرى، مقدمه كتاب نهايه الرتبه فى طلب الحسبه، مبنى بر استفاده صليبيان از عرف اسلامى حسبه در سرزمينهاى اشغالى بيت المقدس و غيره، ص ٣٢٧.
[٢] . رك: همين قلم، مجله دانشكده حقوق و علوم سياسى، دانشگاه تهران، ش ٢٥.