فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٣٦ - فصل سوم هزينههاى عمومى دولت اسلامى
و اشراف رئيس دولت بر حسن اجراى وصول در آمدها و هزينههاى عمومى، جزئى از وظايف امامت و رهبرى محسوب مىشد. يكبار پيامبر (ص) به هنگام حسابرسى از مأمور جبايه زكات [١] از وى در مورد نحوه عملش تحقيق به عمل آورد و معلوم گرديد وى بخشى از اموال را كه مؤديان به وى هديه دادهاند براى خود اختصاص داده است؛ او در مقام توجيه كار خود چنين گزارش داد كه مردم بخشى از اين اموال را به عنوان زكات دادهاند و بخش ديگر را به من هديه نمودهاند. پيامبر (ص) فرمود: اين شخص را بنگريد كه او را براى انجام كار موظفى كه خدا بر عهده ما نهاده مأموريت دادهايم (واجرت وى را پرداختهايم) حال مىگويد اين قسمت از اموال، هديه و از آن وى است. آيا او اگر در خانه پدر و مادرش مىنشست كسى به او هديه مىداد؟ سپس فرمود: هر كس را كه به كارى مىگماريم و اجرت كار او را مىپردازيم هر مقدار كه از مال به دست آمده را تصرف و تملك نمايد سرقت از بيت المال و خيانت محسوب مىشود. [٢]
٢. تأكيدات امام على (ع) در مورد صرفه جويى در هزينههاى عمومى و حسابرسى از واليانى كه از جانب خود به امارت در بلاد مختلف اسلامى منصوب مىنمودند؛ بويژه آنچه كه در نامههاى مختلف آن حضرت [٣] در آثارى چون نهج البلاغه، باقى مانده است كه در برخى از آنها عبارت شديد اللحن
«فارفع الى حسابك»
[٤]ديده مىشود حكايت از اعمال شيوه پيامبر (ص) در حسابرسى توسط شخص اول حكومت دارد.
٣. رفتار خليفه اول و دوم نيز بدان گونه كه در تاريخ اهل سنت بجاى مانده است بر نظارت عاليه خليفه استوار بوده و حسابرسيها به طور شخصى و با شيوه متكى بر تشخيص فردى انجام مىگرفته است. [٥]
٤. ابن خلدون در تفسير كلمه ديوان به پيچيدگى محاسبات ديوانهاى متداول در عصر
[١] . «جبايه» به معنى جمعآورى درآمدهاى عمومى و جابى به كسى كه اين مأموريت را انجام مىدهد، گفتهمىشود.
[٢] . رك: ابن يتميه، الحسبه فى الاسلام، ص ١٢، قاهره ١٩٣٤.
[٣] . نهج البلاغه، نامههاى ٣، ٥، ١٩، ٣٣ و ٤٠.
[٤] . همان، نامه ٤٠.
«واعلم ان حساب الله اعظم من حساب الناس».
[٥] . رك: ماوردى، پيشين، ص ١٩٩، و ابن خلدون، پيشين، ص ٢٠٣ و مقريزى، پيشين، ج ١، ص ١٤٧، و صبح الاعشى، ج ١، ص ٩١.