فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٠ - مبحث سوم مرورى بر ميثاقهاى بينالمللى در زمينه حقوق عمومى و آزاديها
ظلم كه وجدان انسانيت را جريحهدار نمود براى رسيدن به صلح و امنيت به حمايت از حقوق بشر برخاست و به دنبال آثار شوم جنگ جهانى دوم و شرايط تفوق عوامل اقتصادى و تبعيضهاى غيرقابل تحمل و طرح نقشه جديد سياسى اروپا، سازمان ملل متحد با تشكيل كميسيون حقوق بشر در اين راه گام نهاد و در سالهاى ١٩٤٧ و ١٩٤٨، اعلاميه حقوق بشر را توسط اين كميسيون تنظيم و در سال ١٩٤٨ به تصويب مجمع عمومى رسانيد.
اين اعلاميه در ٣٠ ماده حقوق و آزاديهاى اساسى، كه همه مردم سراسر جهان مىبايستى بدون هيچ گونه تبعيض از آن برخوردار باشند را تدوين كرده است.
حقوق و آزاديها در اعلاميه حقوق بشر شامل: حق حيات، آزادى و امنيت فردى، آزادى از بردگى و كار اجبارى، آزادى از توقيف و حبس خودسرانه، حق محاكمه در دادگاه مستقل و بىطرف، حق بىگناه شناخته شدن فرد مادم كه جرم او به اثبات نرسيده است، عدم تجاوز به حريم خانه و عدم تفتيش مكاتبات افراد، آزادى حركت و اقامت، حق مليت، حق ازدواج و تشكيل خانواده، حق مالكيت، آزادى فكر، وجدان و مذهب، آزادى عقيده و بيان، آزادى تشكيل اجتماعات مسالمتآميز و شركت در آنها، حق رأى و شركت در دولت، حق امنيت اجتماعى، حق كار، حق برخوردارى از سطح زندگى مناسب، حق فرهنگ و حق شركت در زندگى فرهنگى جامعه است.
هركجا كه سخن از عدالت به ميان آيد بىشك بخشى از آن به حقوق عمومى و آزاديهاى فردى اختصاص دارد و از اين رو مىتوان گفت كه هر كتاب، هر انسان و هر اثر هوشمندانهاى كه از عدالت دم زده، انظار را به اين بخش مهم از عدالت اجتماعى معطوف داشته است. عدالت هرگز از حقوق فردى و آزاديهاى انسان، تفكيكپذير نيست.
اگر آرمان عدالتخواهى ريشه در عمق تاريخ زندگى اجتماعى انسان دارد اين حقوق و آزاديها نيز هيچگاه از ذهن جستجوگر و عدالتخواه انسان بيرون نبوده است. جرقههايى كه در تاريخ دور، مانند سنگنوشتهها و الواح قانونواژهها ديده شده و يا ميثاقهايى چون حقوق بشر انگلستان، آمريكا و فرانسه در قالب ميثاقهاى مدون گردآورى شده، همه حكايت از ريشه عميق اين بخش از عدالت در اعماق وجود انسان دارد.