فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٩٣ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا)١.
اصل ششم، شورا:
اصل شورا به عنوان زيربنا در مديريت اسلامى اصلى شناخته شده و آشنا است (وَ أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ) و يك اصل الزامى است (وَ شٰاوِرْهُمْ فِي اَلْأَمْرِ). اين اصل در حقيقت، احترام به افكار عمومى و آزاديهاست و خود ناشى از حاكميتى است كه خداوند به انسان نسبت به سرنوشت او داده و او را در عقيده وعمل اختيار بخشيده است. (إِنّٰا هَدَيْنٰاهُ اَلسَّبِيلَ إِمّٰا شٰاكِراً وَ إِمّٰا كَفُوراً) مراجعه به آراء مردم و نظر خواهى و آزادگذاردن مردم در انتخاب راه، شيوه رهبرى در اسلام بوده و مواردى از آن را مىتوان به صورت نظرخواهى در جنگها و با بيعت در زندگى پيامبر اسلام (ص) و اميرالمؤمنين (ع) مشاهده نمود.
اصل هفتم، قاطعيت (ايمان و اخلاص):
قاطعيت در مفهوم ادارى حالتى است كه از ايمان و اخلاص سرچشمه مىگيرد (فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى الله).
اصل هشتم، حس اخوت:
پايه مناسبات اجتماعى در اسلام، حس اخوت است (إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) بر همين اساس در سيره پيامبراكرم (ص) مىفرمود: «من دوست ندارم مادام كه در ميان شما هستم از ديگران متمايز باشم» و على (ع) مردم انبار را از احتراماتى كه بندگى را جايگزين رابطه اخوت اسلامى مىكند، نهى فرمود.
اصل نهم، حاكميت ارزشهاى اسلامى:
تشكيلات اسلامى بر حاكميت اصول و ارزشهاى اسلامى استوار است و بدون آن هيچ سازمانى نمىتواند اسلامى باشد.
اصل دهم، نفى تحميل و اكراه:
اكراه با كرامت و ارزش والاى انسان و آزادى و اختيار او منافات دارد (لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ) و اين اصل يكى از اركان نظام حقوقى و ادارى اسلامى است
[٣] ">«انى لا احب ان اجبر حداً بما يكرهمه».
[٢]اصل يازدهم، احساس تكليف:
اين احساس مسؤولان را به يك شخصيت جمعى تبديل مىكند كه بجاى خود همواره همگان را مىبينند و در اين ميان هرگز خود را نمىبيند و آنچه براى آنان مطرح است تكليف و مسؤوليت است. (فَلَعَلَّكَ بٰاخِعٌ نَفْسَكَ عَلىٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهٰذَا اَلْحَدِيثِ أَسَفاً).٣
[١] . سجده، آيه ٢٤.
[٢] . از سخنان منسوب به امير مؤمنان على (ع).
[٣] . كهف، آيه ٦.