فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢١ - مبحث چهارم ارزيابى بيانيه جهانى حقوق بشر
در برابر خدا و يا جبر تاريخ و يا جبر اجتماعى مىدانند.
چنين آزادى اصولاً نه حقوقى است و نه قلمرو بايد و نبايد قرارداد و به عبارت صريحتر نه قابل نفى است و نه قابل اثبات حقيقتى است كه وجود عينى دارد و قانونگذار نيز نمىتواند آن را تبديل به بايد نمايد. كارى كه از حقوق و قانونگذار بر مىآيد آن است كه مقولهاى مشابه ن وضع نمايد كه حتى بنابر نفى آزادى و اختيار به معنى اول آن امكان الزام همه در برابر آن مقوله حقوقى امكانپذير باشد.
د - در ماده اول اعلاميه به اين اصل كه همه داراى عقل و وجدان مىباشند براى اثبات اينكه همه بايد نسبت به يكديگر با روح برادرى رفتار كنند، استناد شده است.
اين نوع استدلال هرچند كه شايسته يك متن حقوقى نيست، خود بنيادى متزلزل و سست دارد. زيرا مفاد آن، چنين است كه تنها افراد صاحب عقل و وجدان از روح برادرى برخوردارند و حقوق افرادى كه به طور موقت يا دايمى تعقل خود را از دست دادهاند چه مىشود.
افزون بر اين، رابطه داشتن عقل و وجدان با رفتار برادرانه چندان روشن نيست. اين رابطه براى اثبات برابرى مىتواند مورد قبول باشد لكن برادرى چرا؟ تازه مگر هه برادرها يكسانند و به يكديگر به ديد برابرى مىنگرند؟ در اين ماده از مقوله برادرى استفاده شده بدون آنكه تفسير روشنى از آن ارائه شود در بسيارى از عرفها و در ميان بعضى از ملتها برادر بزرگسالارى وجود دارد. جاى اين سئوال در مورد ماده اول وجود دارد كه كدام برادرى؟ بهعلاوه مگر برادرى از اصول حقوق بشر به شمار مىآيد؟ در حالى كه هيچ سند حقوقى بينالمللى برادرى را از حقوق انسانها نشمرده است، البته برادرى از ديدگاه اسلام يك حق اسلامى در مورد همه افراد معتقد به اسلام است كه همگان موظف به رعايت حقوق برادرى هستند (إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) [١] و در تفسيرى موسع از برادرى به مفهوم اسلامى در كلام پيشواى بزرگ اسلام على (ع) آمده است كه برادرى دو نوع است: برادرى كه در ايمان و اعتقاد با تو برادر است و برادرى كه صرفاً به دليل خلقت انسانى با تو برادر شمرده مىشود. [٢]
[١] . حجرات، آيه ١٠.
[٢] . رك: نهجالبلاغه،
«فانهم صنفان اما اخ لك فى الدين او نظير لك فى الخلق».