فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٨ - الف - نهى از قيام مسلحانه
جستجو كنيم.
يكى از اين حقوق حق امر به معروف و نهى از منكر است كه به مقتضاى اداء اين حق، قيام مردم در برابر لغزشها و منكراتى كه خلفا و امرا مرتكب آن مىشوند واجب و استمرار اين قيام به اداى حق تا زوال ريشههاى لغزشها و منكرات امراى ظالم، فريضه عمومى تلقى مىگردد.
اگر انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر و اداى اين حق منجر به برخورد مسلحانه يعنى منجر به فتنه گردد بىگمان تداوم ظلم خلفا و امراى ظالم نيز خود فتنهاى است كه اگر مفسدهانگيزتر از فتنه برخورد مسلحانه با ظلم نباشد با آن برابرى مىكند و به سخن امام على (ع) فتنهاى بالاتر از زمامدارى ظالمان ديده نمىشود.
[٣] ">«الا و ان اخوف الفتن عندى عليكم فتنة بنى اميه فانها فتنة عمياء مظلمه»
[١] .قرآن نيز در برابر كسانى كه براى گريز از جهاد، جنگ را فتنه مىخواندند صريحاً اعلام مىكند كه اينان خود در فتنهاى بزرگتر فرو افتادهاند: (وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي ۚ أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا) . [٢]
هرچند ديدگاه قرآن در هشدار، در مورد فتنه متفاوت است لكن آثار ناشى از حقايق حق و عمل به عدالت از ديد قرآن پنهان شمرده نمىشود. اصولاً فتنه عبارت از آشوب و درگيريهاى مسلحانه و فساد انگيزى است كه دشمنان عدالت و حق در برابر آن دو از خود نشان مىدهند.
اگر دفع ظالم با فتنه همراه باشد بىگمان در ديدگاه قرآن از مصاديق (إِلاّٰ تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي اَلْأَرْضِ وَ فَسٰادٌ كَبِيرٌ)٣ خواهد بود.
با اين وصف درگيرى با ظالمان و عاملان فساد و تباهى در جامعه اسلامى را فتنه ناميدن و عمل به وظايفى چون امر به معروف و نهى از منكر به خاطر نتايجى كه در پى دارد محكوم نمودن از منطق قرآن به دور و با سيره پيامبر وحى كه هرگز تن به ظلم و فساد و عمل به ناحق نمىدادند سازگار نمىباشد. اگر پيامدهاى مبارزه با ظلم و فساد مانع از
[١] . رك: نهج البلاغه، خ ٩٢ (خطرناكترين فتنهها نزد من، فتنه بنى اميه است كه فتنهاى كور و تاريك (پنهان و خزنده) است.)
[٢] . توبه، آيه ٤٩.
[٣] . انفال، آيه ٧٣.