فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨٥ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
كه محور اصلى مديريت نيروها در اسلام محسوب مىشود عنصر ايمان و ايدئولوژى است گرچه امروز ارتشهاى بزرگ جهان و تئوريسينهاى نظامى به اهميت و نقش كارساز ايدئولوژى پى بردهاند و آن را در رديف عناصر تشكيل دهنده قدرت به حساب آوردهاند ولى درنظام نوين اسلامى و در مديريت و رهبرى، نقش ايدئولوژى از دو نظر متمايز و قابل توجه و در مقايسه با ديدگاههاى معاصر متفاوت مىباشد.
[١] . از نقطه نظر مفهوم ايدئولوژى كه گاه به مفهوم اعم آن به كليه عوامل معنوى اطلاق مىگردد و هر نوع باورى كه به هر وسيلهاى به نيروهاى رزمنده و تشكيلات نظامى القا گردد. ايدئولوژى ناميده مىشود.
درصورتى كه در اسلام ايمان متكى به منطق و باور برخاسته از تفكر آزاد كه عقل حاكميت آن را بر همه عرصههاى خود پذيرفته باشد، محور و پايه قدرت رهبرى است كه هر احساس و يا باور تحميلى و يا زودگذرى كه بر موجهاى تبليغات و مهرها و كينهتوزيهاى موقت و موسمى وابسته است.
٢. عقيدهاى كه مىتواند از چنين خصلت نافذ و قدرت را برخوردار باشد، تنها ايدئولوژى اسلامى و عقيده توحيدى است كه مكتب رهايى بخش اسلام مبين آن مىباشد (إِنَّ اَلدِّينَ عِنْدَ الله اَلْإِسْلاٰمُ)١.
تجلى قدرت نشأت گرفته از ايدئولوژى اسلامى را مىتوان در مقاومت اعجابآميز ملت مسلمان ايران در جبهههاى حق بر عليه باطل و خاطرات ٨ سال دفاع مقدس به وضوح مشاهده نمود و آثار آن را در صحنههاى عمليات خيره كننده مسلمانان لبنان كه پيكارى عظيم را بر عليه نفوذ استكبار آغاز كردهاند پيگيرى نمود و بالاخره بازتاب اين قدرت نوين را در گسترش سياست نه شرقى، نه غربى در نظام دو قطبى بين المللى جهان به روشنى ديد.
در نظام مديريت و رهبرى اسلامى بيشترين حجم قدرت از ايمان سرچشمه مىگيرد و فرماندهان با ايمان بايد قدرت مديريت خود را بر پايههاى ايمان خود و ايمان نيروهاى رزمنده استوار سازند.
رسالت نظام ادارى در امامت و ولايت فقيه، تطبيق دادن كامل اراده، تفكر تمايلات
[١] . آل عمران، آيه ١٩.