فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٣٢ - 1 شخصيت حقوقى دولت
آنها با قانون تعيين مىشود لكن عامل اصلى آن اراده يك جانبه دولت نيست بلكه قرارداد خدمت دولتى است كه منشأ به وجود آمدن موضوع مسؤوليت حقوقى و كيفرى قانون مىباشد.
مبحث دوم: مسؤوليت مدنى دولت و سازمانهاى تابعه
١. شخصيت حقوقى دولت
دولت يك شخصيت حقوقى از نوع حقوق عمومى است كه طبق قانون اساسى تكاليف و اختياراتى در زمينه مسائل عمومى دارد و اعمال دولت در انجام تكاليف و اعمال اختيارات مستلزم يك سلسله تعهدات و مسؤوليتهايى مىباشد كه مانند اشخاص حقيقى و حقوقى ديگر داراى مسؤوليت مدنى است و دولت مانند شخص حقيقى ملزم به اجرا، تعهد، استيفا و التزام به آثار وظايف و اختيارات خود مىباشد.
شخصيت حقوقى دولت چه در بعد داخلى و چه در قلمرو بين المللى از حق حاكميت آن ناشى مىگردد و به موجب اين حق، تكاليف و اختيارات به وجود مىآيند و منشأ حق حاكميت كه در انديشه لائيك اراده مردم و در انديشه دينى اراده الهى اعمال شده توسط مردم مىباشد به صورت قانون نوع و حدود تكاليف و اختيارات دولت را تعيين مىكند. همانگونه كه ماده ٥٨٧ قانون تجارت تصريح كرده است مؤسسات و سازمانهاى دولتى به محض ايجاد (در چارچوب قانون) و بدون احتياج به ثبت داراى شخصيت حقوقى مىشوند.
شخصيت حقوقى دولت و سازمانهاى درونى و وابسته به آن بيش از آنكه توسط قانون اعتبار پيدا كنند، داراى واقعيت عينى ملحوظ مىباشند كه ضرورتها وجود آنها را ايجاب مىنمايند و به همين لحاظ است كه مىتوان گفت اهليت دولت نيز مانند اصل پيدايى آن به قانون و اراده مقنن بستگى ندارد و مانند شخص حقيقى داراى اهليت كامل مىباشد و اصل و حالت اولى در آن اهليت است.
نظريه عدم اهليت اصلى دولت و محدود بودن آن به مواردى كه قانون تعيين مىكند