فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٧٨ - مبحث دوم اصل صحت در اعمال خود و ديگران
«يا اسماعيل كذّب سمعك و بصرك عن اخيك المؤمن و انّ شهد عندك خمسون قسامه فكذّبهم و صدقه» [١]
(اى اسماعيل گوش و چشم خود را نسبت به برادر ايمانىات همواره تكذيب كن و هرگاه پنجاه قسامه (گروهى گواه) شهادت بر عليه برادر ايمانى تو دادند او را تصديق كن و آن پنجاه گروه را تكذيب نما).
از مجموعه اين اخبار استفاده مىشود كه بناى شريعت اسلام، بر پذيرفتن صحت عمل ديگران است و تهمت را كه مبناى بطلان و فساد عمل است مردود شمرده است. از روايات قاعده «صحت» مىتوان نتايج زير را به دست آورد [٢] .
١. حمل فعل مسلم بر صحت كه مربوط به بخش دوم قاعده «صحت» است.
٢. وجوب قبول سوگند مسلمان كه از موضوع قاعده «صحت» خارج است.
[٣] . وجوب تبرئه مسلمان از تهمت كه مربوط به اصل برائت است.
٤. مؤمن حجت است و بايد به گفته او عمل شود.
٥. نبايد نسبت به برادران ايمانى بدى بدل گرفت و نبايد تهمت دروغ را به آنها تجويز نمود و احتمال فساد و بطلان را در افعال آنها روا داشت.
٦. وجوب عدم سوءظن نسبت به گفتار آنها.
٧. وجوب عدم تكذيب مؤمن.
گرچه از ميان اين نتايج برخى مانند: نتيجه پنجم، در اثبات مفاد قاعده «صحت» مفيد مىباشد ولى قيد مسلم در برخى از روايات و قيد مؤمن در برخى ديگر مانع از آنست كه بتوان با اين روايات مفاد قاعده را به طور عموم ثابت نمود.
اولاً: روايات مورد استناد در اين زمينه معارض است با يك سلسله روايات ديگرى كه احكام هفتگانه و يا بعضى از آنها را در خصوص برخى از مؤمنين كه داراى صفات خاص مىباشند قابل صدق مىشمارد.
مانند: حديث سماعه، از امام صادق (ع) است كه فرمود:
«من عامل الناس فلم يظلمهم و حدثهم فلم يكذبهم و وعدهم فلم يخلفهم كان ممن حرّمت غيبته و كملت مروته و ظهر عدله و وجبت اخوته»٣.
(كسى كه معاشرتش با مردم مبرّا از ظلم باشد و هنگام سخن گفتن از
[١] . همان، ج ٨، ص ٥٩٦ و ج ٦، ص ٢٩٩.
[٢] . رك: نراقى، عوائد الايام، چ جديد، ص ٢٢٤.
[٣] . رك: وسائل الشيعه، ج ٨، ص ٥٩٧.