فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٣٨ - مبحث سوم اصل صلح در فرهنگ حقوقى اسلام
لا [١] [٦] [٤] [٨] ; إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ اَلْمَلِكُ اَلْقُدُّوسُ اَلسَّلاٰمُ).١ طبرسى در مجمع البيان مىگويد معنى اينكه خداوند سلام است اين است كه بندگان از ظلم او در امانند، و شيخ صدوق در كتاب توحيد آن را به معنى سلامت و امنيت دهنده تفسير نموده، و برخى نيز به معنى سالم از هر نوع نقص و عيب و آفت دانستهاند، و علامه طباطبايى در تفسير الميزان نام سلام را به معنى بى آزار تفسير نموده و گفته است، سلام كسى است كه رفتارش با تو به سلامت و عافيت و به دور از ضرر و شر باشد [٢] .
ب - واژه صلح در لغت به معنى مسالمت، سازش و از بين بردن نفرت ميان مردم است [٣] (وَ اَلصُّلْحُ خَيْرٌ).٤ و صلاح از همين ماده و صالح به معنى مطابق با عدل و انصاف، و شايسته و به دور از هر نوع فساد آمده (إِلَيْهِ يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ وَ اَلْعَمَلُ اَلصّٰالِحُ يَرْفَعُهُ) [٥] (فَمَنْ خٰافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ)٦ (كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئٰاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بٰالَهُمْ) [٧] .
در احاديث اسلامى واژههاى سلام و صلح به صورتهاى مختلف آمده كه به جهت اختصار از ذكر آنها چشم پوشى مىكنيم٨.
قابل انكار نيست كه مقتضاى فطرت و طبيعت انسان در مناسبات و روابطى كه در ميادين مختلف زندگى اجتماعى و سياسى با همنوعان خود پيدا مىكند، با قطع نظر از علل و عوامل خارجى، حالت همزيستى و صلح مىباشد، و اين حالت فطرى و طبيعى با سجاياى نيك و خصايص عاليه و ملكات اكتسابى و پسنديده انسانى نيز پيوندى بس عميق و غير قابل تفكيك دارد، و اصولاً بايد آن را از مظاهر معنوى حيات و وحدت روحى انسانها به شمار آورد.
گرچه حالت ستيزه گرى و جنگ نيز در ميان انسانها از يك سلسله احساسات سركش درونى، سرچشمه مىگيرد و غريزه حب ذات و حس استخدام و غرايز ناشى از آن دو در زمينهسازى جنگ و توليد حالت ستيزهگرى نقش اساسى را ايفاء مىكند، ولى نبايد از اين نكته غفلت داشت كه ارتباط عارضه جنگ با غرايز انسانى، تنها در صورت افراط در بهرهبردارى از غرايز درونى قابل قبول است، و از اين رو اگر ما به نظر دقيق، عوامل
[١] . حشر، آيه ٢٣.
[٢] . رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٣، ص ٢٩٩.
[٣] . رك: راغب، مفردات، ماده صلح.
[٤] . نساء، آيه ١٢٨.
[٥] . فاطر، آيه ١٠.
[٦] . بقره، آيه ١٨٢.
[٧] . محمد، آيه ٢.
[٨] . رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٣، ص ٣٧٦.