فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٨ - مبحث دوم خلافت و امامت امت
عمومى مردم نقش تعيين كننده ندارد. هر چند آراء عمومى مىتواند در غيبت و تحقق امامت و استقرار آن در جامعه مؤثر و تعيين كننده باشد. [١]
[٢] . نظريه ولايت انتخابى فقها
: اين نظريه كه تلفيقى از امامت و خلافت در دو ديدگاه شيعه و اهل سنت براى پيدا كردن راه حل سياسى در عصر غيبت براى مشروعيت نظام سياسى است، معتقد است كه امضا و تأييد امام معصوم (ع) در مورد امامت نيابى فقها در صورتى است كه قبلاً مقبوليت و موافقت آراء عمومى را كسب كرده باشند.
يكى از مستندات عمده هر دو نظريه، روايتى است از امام صادق (ع) فرمود: بنگريد در ميان خود فقيهى را بيابيد و او را انتخاب كنيد و من او را حاكم بر شما قرار دادم.٢
نظريه اول، در تفسير اين حديث معتقد است، جمله آخر در حقيقت علت جمله قبلى است. يعنى شما فقيه را براى حكومت انتخاب كنيد چرا كه از طرف من او منصوب به حكومت گرديده است و به تعبير ديگر معنى حديث آن است كه چون ما فقها را به حكومت نصب كردهايم، شما مىتوانيد فقيهى را براى حكومت انتخاب نماييد.
مشروعيت انتخاب شما به لحاظ نصب از جانب ماست.
نظريه دوم، دو قسمت آخر حديث را به ترتيب تفسير مىكند كه چون شما فقيهى را براى حكومت انتخاب كردهايد من نيز شخص فقيه منتخب شما را حاكم قرار دادم.
بنابراين تفسير مشروعيت حكومت فقيه از انتخاب مردم ناشى مىگردد.
[١] . رك: سيد كاظم حائرى، ولاية الامر فى عصر الغيبه، ص ١٦٠.
[٢] . «ينظر ان من كان منكم قد روى حديثها و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكمأ فانى قد جعلته عليكم حاكما» رك: وسائل الشيعه، ج ٢، ص ١٢٤ و كافى، ج ١، ص ٣٨.
مشابه اين روايت چنين آمده است: «اجعلوا بينكم رجلاً... فانى قد جعلته فاضياً» رك: وسائل الشيعه، ج ١، ص ١٠٠ و رك: ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلاميه، ج ١، ص ٤٢٧ و بعد.