فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٢ - مبحث دهم حق برخوردارى از امنيت ملى
سادهانگارى و غيرتخصصى عمل كردن در اجراى اين دو فرمان كه كار موتور محرك و ترمز بازدارنده در موارد خطر را در جامعه ايفا مىكند؛ نه تنها نتيجه كار را بىحاصل نموده بلكه آن دو را از جايگاه رفيعش تا حد دخالت در زندگى خصوصى ديگران تنزل بخشيده است.
از مصاديق برجسته اين دو فريضه، مسائل سياسى و حوزه حكومتى است كه خود باب مستقلى در نصوص اسلامى دارد. [١] گفتار امام على (ع) در مورد احساس وظيفه در قبول خلافت [٢] و نيز گفتار امام حسين (ع) در بيان علت قيام [٣] شواهدى بر كاربرد دو فريضه امر به معروف و نهى از منكر در مسائل سياسى و حكومتى است.
در شرايطى كه دولت حاكم، فاقد شرايط لازم و مشروعيت و مقبوليت است، امر به معروف و نهى از منكر مىتواند مستند شرعى براى قيام، حركت براندازى و انقلاب باشد، مشروط بر آنكه دفع فاسد به افسد نباشد و نتيجه معكوس به بار نيايد.
رواياتى كه در آنها نهى از مشاركت در قيامهاى كور و يا «شناختهشده قدرتطلبانه» ديده مىشود، ناظر به اينگونه موارد نادرست اجراى امر به معروف و نهى از منكر مىباشد. [٤]
فقهاى اهل سنت اين نوع امر به معروف و نهى از منكر كه به شكل قيام و براندازى انجام مىپذيرد را تحت عنوان عزل خليفه و حاكم مطرح كردهاند و جمعى آن را به استناد ادله امر به معروف و نهى از منكر مشروع و در شرايطى كه مفسده و فتنهاى بر آن مترتب نگردد واجب شمردهاند. [٥]
جمعى نيز خروج بر حاكم هرچند متغلب باشد را جايز ندانسته و به موجب وجوب اطاعت از
(أُولِي الْأَمْر)ِ
كه در قرآن آمده [٦] و لزوم تحمل و صبر در برابر حاكمان ظالم كه در
[١] . روايت نبوى (ص): «بئس القوم قوم لا يأمرون بالقسط» غزالى، احياء علومالدين، ص ١١٩٤. از رسولگرامى اسلام (ص) سؤال شد: اى الجهاد الفضل: قال «كلمة حق عند سلطان جائر» رك: صديقى، دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، ج ١، ص ٤٨٠.
[٢] .
«اللهم انك تعلم انه لم يكن الذى كان منا منافسة فى سلطان...»،
نهجالبلاغه، خ ١٣١ و«ما اخذ اللهعلى العلماء ان لا يقارّوا على كظّه ظالم و لا سعب مظلوم»،
همان، خ ٣.[٣] . «لان امر بالمعروف و انهى عن المنكر و السير بستة جدى» رك: تحف العقول.
[٤] . نهجالبلاغه، خ ٣.
[٥] . رك: ماوردى، پيشين، ص ٨٦.
[٦] . نساء، آيه ٥٩.