فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٣ - مبحث دوم حقوق انسان بر ديگران
و - حق مشاركت يا تعاون
معنى حق مشاركت آن است كه هر فرد مىتواند در كارهاى سودمندى كه ديگران آن را آغاز نمودهاند مشاركت داشته باشد و پذيرفتن متقاضى همكارى براى ديگران نوعى اداى حق محسوب مىشود. [١]
اعمال اين حق در حوزه حقوق خصوصى ديگران مىتواند مشكلات حقوقى فراوانى را به دنبال داشته باشد لكن استيفاى حق مشاركت در امور عمومى و عامالمنفعه كاملاً معقول و مورد تأكيد اسلام نيز مىباشد.
در تعاليم اسلامى از يك سو تأكيد بر آن شده كه هر فرد با مشاهده شروع يك كار خير و سودمند و عالمالمنفعه توسط يك يا چند نفر به مشاركت با آنها مبادرت ورزد (فَاسْتَبِقُوا اَلْخَيْرٰاتِ) [٢] و از سوى ديگر به آغاز كنندگان امور عام المنفعه توصيه شده است كه مجال انجام كار خير را در اختيار ديگران نيز بنهند و از انحصارطلبى اجتناب ورزند.
(إِذٰا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي اَلْمَجٰالِسِ فَافْسَحُوا). [٣]
بىگمان اولويتها مانند داشتن صلاحيت و تخصص لازم، گاه انحصارطلبى در تصدى امور عمومى را توجيه مىكند. لكن سخن در اشتغال عملى نيست كه به تخصص و صلاحيتهاى لازم نياز دارد بلكه منظور اثبات اين حق است كه هر كس مىتواند مشاركت در انجام امور عمومى نمايد. هر چند پس از پذيرفته شدن به دليل نداشتن تخصص لازم به كار غير تخصصى گماشته مىشود. هر فردى در اعمال اين حق نبايد توانمندى بيشتر، ديگران را بهانه تضييع خود قرار دهد. امام على (ع) فرمود:
«و لا يقولن احدكم ان احداً اولى بفعل الخيرمنّى».
٤هيچكدام از شما چنين نباشيد كه به خاطر اينكه ديگرى در انجام خير از شما توانمندتر است از مشاركت در امور خير خوددارى نماييد.
[١] . (وَ تَعٰاوَنُوا عَلَى اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْوىٰ) مائده، آيه ٢.
[٢] . مائده، آيه ٤٨.
[٣] . مجادله، آيه ١١.
[٤] . نهج البلاغه، كلمات قصار، ٤٢٢.