فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥٩ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
شرع و نيز از استبداد و ناديده گرفتن مردم و مشاركت ندادن آنها در امور، نهى مىفرمود و بر كسب رضايت، عمومى تأكيد مىورزيد.
تقسيمات كشورى در عصر علوى
اكثر مورخان توسعه فتوحات اسلامى و قلمرو حكومت مدينه را به عصر عمر نسبت مىدهند و معمولاً از بيان ادامه آن در دو عصر عثمان و امام على (ع) جز موارد خاص ساكتند و برخى نيز به صراحت آغاز جنگهاى داخلى در عصر علوى را دليل بر متوقف ماندن گسترش مرزهاى جغرافيايى اسلام قلمداد مىكنند.
در حالى كه هر دو نكته قابل تأمل و مناقشه است. زيرا جنگهاى داخلى اختصاص به عصر علوى نداشت و در عصر خليفه اول نيز شورش و طغيان فراگيرى اكثر سرزمينهاى تابع حكومت مدينه را فراگرفت و حكومت مركزى ناگزير براى سركوب آشوبها نه تنها از قدرت نظامى استفاده نمود بلكه از اقتدار ايدئولوژى حاكم سود برد و آشوبگران را كه صرفاً از پرداخت زكات به مأموران مركزى خوددارى مىكردند به اتهام ارتداد مورد تعقيب قرار داد و بر عليه آنها اعلام جهاد نمود و به اين ترتيب مسلمانان سركش همچون مشركان با جهادى گسترده سركوب گرديدند و دامنه اين آشوبها اكثر قلمروهاى فتوحات را فرا گرفت.
تنها در گزارش ابن اثير، گسترش موج آشوبها به سراسر بلاد عرب و قبايل تازه مسلمان و نيز يمامه، نجد، عمان، برخى از نواحى يمن، بحرين، حضر موت و كنده گسترش يافت و سراسر دوران خلافت خليفه اول را فراگرفت. [١] و برخى از كشمكشهاى داخلى به دوران خليفه دوم نيز كشيده شد و در عصر خليفه سوم نيز آشوبها به كشته شدن خليفه انجاميد. از اين رو نمىتوان درگيريهاى مسلحانه داخلى را به عصر علوى اختصاص داد. همچنين مسكوت ماندن معنى دار ادامه فتوحات در عصر علوى قابل تأمل است و در اين مورد تذكر اين نكته ضرورى است:
فتح هندوستان و بخشهايى از ماوراء خراسان توسط حارث بن مرة عبدى در دوران
[١] . رك: مغازى واقدى، فتوح البلدان، ص ١٠٣ و بعد، و ابن اثير، الكامل، ج ١، ص ٢١-٥٦، بيروت دار احياء التراث العربى.