فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٠ - مبحث چهارم ارزيابى بيانيه جهانى حقوق بشر
خودى با متن اعلاميه در تعارض مىباشد.
به عبارت ديگر اين نسخه از حقوق بشر درمان نارساييهاى اجتماعى و بينالمللى ملتهايى است كه تاريخ آنها آكنده از اعمال وحشيانه و تحقير حقوق بشر و در نتيجه عصيانهاى مردمى است و چنين راه حلى هرگز به معنى كور كردن راه حلهاى ديگرى نيست كه در تاريخ خود چنين حوادثى را نديده است.
ب - كرامت انسانى كه مبناى اصلى و مشخصه واقعى شايستگى افراد بشر براى استيفاى حقوق بشر مىباشد، در اين اعلاميه ناديده گرفته شده و به جاى علت به معلولها پرداخته شده است. پر واضح است كلمه حيثيت ذاتى در مقدمه اعلاميه با تفسيرى كه به دنبال دارد نمىتواند اشاره به كرامت ذاتى، بدان معنى كه در اسلام تفسير مىشود باشد.
حيثيت ذاتى به مفهوم «اومانيستى» نه قابل اثبات است و نه مبناى قابل قبولى دارد ولى كرامت ذاتى انسان به معنى توحيدى آن كه موهبت الهى و كرامت ناشى از مشيت خداوند نسبت به انسان است، در حكم عقل و قدرت تفكر انسان مىباشد كه خداوند خالق انسان اين موهبتها را به وى عطا فرموده است.
كرامت مانند تعقل و انديشه، موهبتى است الهى كه با ذات و بنياد وجود انسان متلازم و تفكيكناپذير بوده و منشأ شايستگى انسان نسبت به برخوردارى از حقوق متعدد و آزاديهاى متنوع مىباشد.
به اصطلاح فلسفى و منطق، كاربرد عنوان ذاتى در مورد كرامت انسان به مفهوم ذاتى به معنى اجزاء مادى و غيرمادى تشكيلدهنده انسان نيست بلكه به مثابه ذاتى باب برهان و از مقوله لوازم غيرقابل تفكيك وجودى انسان محسوب مىگردد.
ج - آزادى به معنايى كه در مقدمه اعلاميه آمده و نيز به مفهومى كه در ماده اول آن بيان شده يك مقوله فلسفى است و به معناى آن است كه انسان مختار آفريده شده و داراى اراده و با توانمندى انتخاب به دنيا مىآيد، افعال انسان اختيارى است و اين تفسير از آزادى در مقابل اعتقاد به جبر است كه برخى معتقدند انسان خود آلت و وسيلهاى بيش نيست و اراده ديگرى او را به انجام اعمالش وادار مىسازد اين عامل قاهر و حاكم بر انسان را برخى خدا و برخى ديگر تاريخ و عدهاى هم جامعه مىنامند و انسان را مقهور