فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٢ - مبحث چهارم قلمرو امور حسبيه
٢٥. در مواردى فقيه به جاى آن دو وصى كسى ديگر را نصب مىكند.
٢٦. هرگاه وصى در انجام اعمال وصايت عجز از خود نشان دهد، فقيه كسى را براى كمك به وصى تعيين مىكند.
٢٧. وصى خائن توسط فقيه عزل مىشود و شخص ديگرى به همين عنوان نصب مىگردد.
٢٨. فقيه كسى را به عنوان وصى براى كسى كه وصى تعيين نكرده مىگمارد.
٢٩. هرگاه وصى از دنيا برود، فقيه كسى را به جاى او تعيين مىكند.
٣٠. فقيه مىتواند زن ديوانه يا سفيه را در صورتى كه بالغ باشد به ازدواج مردى درآورد.
٣١. فقيه در مورد ازدواجى كه زن بدون مهر، آن را پذيرفته است فرض مهر مىكند.
٣٢. فقيه در مواردى كه زوج، عنين (ناتوان جنسى) باشد، براى تعيين تكليف، مدت تعيين مىكند.
٣٣. فقيه مىتواند در موارد اختلاف زوجين، از طرف خويشان آن دو تعيين حكمين نمايد.
٣٤. هرگاه زوج از پرداخت نفقه امتناع بورزد، فقيه مىتواند او را به اداى نفقه وادار كند.
٣٥. فقيه مىتواند زنى را كه همسرش مفقود شده طلاق دهد.
٣٦. انفاق لقطه موكول به نظر فقيه است.
٣٧. در مواردى كه امر به معروف ونهى ازمنكر احتياج به تصرف در مال مردم داشته باشد موكول به اذن فقيه است.
٣٨. صغار هرگاه فاقد پدر و جد پدرى و وصى آن دو باشند، حاكم شرعى ولى آنها خواهد بود.
٣٩. در بعضى از موارد تقسيم مال مشترك هرگاه شريك از تقسيم اموال مشترك خوددارى نمايد، فقيه مىتواند او را به تقسيم وادار و مجبور نمايد، مگر در موارد خاصى مانند اينكه تقسيم، موجب ضرر گردد.
٤٠. هرگاه دو شخص عادل به عنوان متولى تعيين شوند (مثلاً دوفرزند از واقف) و