فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥١٥ - واحد پايه
جملگى حاكى از آنند كه مديريتها مادام كه بر اساس مشورت، كارشناسى، مردمى و الهى عمل مىكنند از استقلال و صلاحيت تصميمگيرى بر خوردار مىباشند.
مبحث دوم: ساختار ادارى
بهترين الگوى ساختارى در يك سيستم ادارى، اندام منسجم و ارگانيك در بدن يك موجود زنده است. همانگونه كه در موجود زنده بافتها واحدهاى اصلى و اندامهايى چون دست و پا عناصر پايه و جهازهاى مختلف مانند دستگاه تنفس و هاضمه، ارگانهاى بنيادى به شمار مىآيند تشكيلات ادارى نيز بايد از اين ارگانيزم پيروى نمايد.
به اين ترتيب كه نظام كلان ادارى از چند دستگاه موازى مانند وزارتخانهها و هر دستگاه از چندين معاونت و هر معاونت از چند اداره كل و به همين ترتيب تا آخرين واحد پايه تشكيل شود و رابطه بين آنها با دو حركت صعودى و نزولى در تصميمگيريها برقرار گردد.
واحد پايه
واحد پايه در تقسيمات كشورى (ده) به حساب مىآيد و دهدار كوچكترين شخص عمومى در اين تقسيمبندى به شمار مىرود. در تقسيمات ادارى نيز بايد واحد پايه را در رابطه با قدرتها و صلاحيتهاى تصميمگيرى كه قانون تعيين مىكند، تعريف و تعيين نمود.
كوچكترين واحدى كه از نظر قانون مىتواند در يك امر عمومى تصميمگيرى نمايد واحد پايه تشكيلات ادارى محسوب مىشود.
به يك لحاظ واحد پايه در تشكيلات سازمان يافته نظام ادارى اشخاص مستخدم و حقوق بگير دولتند كه از روابط قانونى نيروى انسانى در چار چوب استخدام دولتى و صلاحيتهاى آنها سلسله مراتب و نوع سامان ادارى شكل مىگيرد.
آيا مؤسسات عمومى شخص متمايز از اشخاص مستخدمين دولت دارند. جواب مثبت به اين سؤال ما را با يك حالت دو گانه رو برو مىسازد كه هم بايد براى شعبه يا