فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٠٣ - بررسى ماهيت مصلحت
و يا استنباط حكم شرعى بعمل آيد بلكه معنى آن اين است كه با شناخت حقيقت مصلحت، راه كار در امور ولايى و حسبى روشن گردد.
در تبيين مصلحت به يك سلسله اصول شرعى و عقلى بايد توجه نمودكه طى مبحث بعدى مورد بررسى قرار مىگيرد.
الف - اصل عقلى مصلحت
بر اساس اعتقاد شيعه كليه احكام الهى بر اساس مصلحتها يعنى محاسبه دقيق سود و زيانهاى حاصل از عمل انسان در جامعيت حيات بشرى، اعم از فردى و اجتماعى، مادى و معنوى و دنيايى يا اخروى از طريق وحى بيان و به وسيله پيامبران بويژه پيامبر اسلام (ص) ابلاغ شده است و هيچ حكم و تكليفى از اين قاعده كلى مستثنى نمىباشد.
ناشناخته بودن سود و زيان در برخى از احكام الهى نمىتواند به كليت اين اصل عقلى خدشه وارد آورد. زيرا انسان هنوز به پايان خط سير علم نرسيده است كه بتواند نفى مصلحت نمايد.
اين اصل عقلى به معنى اعتقاد به اصالت انسان نيست بلكه اين اصل ناشى از اعتقاد به عدالت، و حكمت و رحمت الهى است كه در مورد انسان در قالب رعايت مصلحت انسان تجلّى نموده است.
خدشهدار شدن اين اصل عقلى اصولاً فلسفه عبوديت انسان و بنياد تكليف انسان در برابر خدا و تعهدپذيرى وى را زير سؤال مىبرد و مسؤول بودن انسان را در برابر خدا متزلزل مىسازد.
فقها با تمام تعهدى كه نسبت به تعبد به احكام الهى دارند به صراحت از احكامى كه بظاهر براى انسان زيانمند و يا مشقت زا و دشوارى آفرين هستند سخن گفتهاند و در كليه اين موارد كه در انديشه محدود ما مخالف مصلحت انسان جلوه مىكند؛ مصلحت نامريى و پنهان را در تدارك زيانها و مشقتهاى احتمالى و جبران خسارتهاى پندارى از طريق احكام ديگر و پيش بينىهاى دنيايى يا اخروى دانستهاند و هيچ نوع ضرر و خسارت ناشى از احكام الهى را بدون تدارك و جبران نپذيرفتهاند.
فقهاى شيعه حتى بر اين اصل تعبدى كه «انسان در برابر خدا مكلف، بدون چون و