فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٩١ - ١ كاربرد حكميت در حقوق خصوصى
دادگاه عمل تحكيم را براى حل و فصل اختلافات آن دو برقرار مىسازد. [١]
موارد كاربرد حكميت
حكميت در نظام حقوقى اسلام، در حقوق خصوصى و حقوق عمومى و حقوق بينالملل، به عنوان يك واقعه قضائى جهت حل و فصل اختلافات بكار گرفته مىشود و اين، نشاندهنده اهتمام و ديدگاه وسيعى است كه اسلام براى ايجاد صلح و امنيت در قلمروهاى مختلف زندگى اجتماعى دارد.
كاربرد حكميت را در فقه مىتوان در سه بخش زير مورد مطالعه قرار داد.
١. كاربرد حكميت در حقوق خصوصى
هنگامى كه علائم ناسازگارى در زندگى خانوادگى ظاهر گردد و ترس آن باشد كه اختلافات فيمابين زوجين به جدايى بيانجامد، اسلام براى حل و فصل چنين اختلافى حكميت را توصيه مىكند و آن را به صورت يك قاعده حقوقى الزامآور تلقى مىنمايد.
قرآن در اين زمينه صراحتاً مىگويد:
(وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقٰاقَ بَيْنِهِمٰا فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِهٰا إِنْ يُرِيدٰا إِصْلاٰحاً يُوَفِّقِ الله بَيْنَهُمٰا إِنَّ الله كٰانَ عَلِيماً خَبِيراً). [٢]
(هرگاه از آن ترسيديد كه اختلاف بين زوجين به جدايى بيانجامد، حَكمى از خويشاوندان شوهر و حكمى ديگر از خويشاوندان همسرش را وابداريد كه بين آندو را اصلاح كنند. هرگاه خود خواستار اصلاح باشند خداوند بين آن دو سازش و آشتى خواهد داد خداوند دانا و خردمند است.)
دستورى كه در قرآن در زمينه اجراى قاعده حكميت در حقوق خانواده به عنوان يك قانون عمومى بيان شده است ناظر به دستگاه قضائى است. زيرا دادگاه بايد طبق اين قاعده حقوقى حكميت را در مواردى كه در آيه آمده اجرا نمايد.
فقهايى چون شهيد ثانى در كتاب
مسالك
و فاضل مقداد در كتاب
كنز العرفان
و طبرسى در تفسير
مجمع البيان
به استناد رواياتى چند بر اين نظريه اصرار ورزيدهاند ولى محقق در
[١] . همان.
[٢] . نساء، آيه ٣٥.