فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٠ - فصل دوم منابع فقهى حقوق عمومى
[٢] . حق اعضاى بدن كه بايد هر انسانى اين حقوق را درباره اعضاى بدن خود حتى استعدادهايى كه در او نهفته رعايت نمايد. [١]
[٣] . حق تصرف در جهت رشد و ايجاد كيفيت بهتر در بدن و اجزاى آن و همچنين تصرفات روحى و معنوى به گونهاى كه با موازين شرع تعارض نداشته باشد.
[٤] . حق تعيين سرنوشت كه در حقيقت همان حق اختيار است كه به صورت فطرى از جانب خالق متعال در سرشت هر انسان به وديعه نهاده شده است. اين حق خود منشأ بسيارى از حقوق و آزاديهاى سياسى و اجتماعى است كه در آينده مورد بحث قرار خواهد گرفت.
در ديدگاه اسلامى، انسان درباره خود از برخى حقوق محروم بوده و مجاز به استفاده از آنها نيست از آن جمله است:
الف - انسان حق اضرار به خود به نحو غير معقول و غير قابل جبران را ندارد تحريم خودآزارى و خودكشى از اين مقوله به شمار مىآيد.٢
ب - حق خود فروشى و «تعبيد» به معنى خود را برده وار در اختيار ديگرى قرار دادن و اجازه استثمار از خود به ديگرى دادن به گونهاى كه سود آن يك جانبه بوده و فاقد هدف مادى و معنوى معقول باشد.٣
ج - اذلال و خوار نمودن خود و تن به پستى دادن به هر طريقى كه به كرامت و شخصيت انسان لطمه وارد آورد٤ در برخى از تعاليم وارده در نصوص اسلامى اقدام انسان به كارى كه توانايى آن را ندارد [٥] و يا انجام كارى كه منجر به عذر خواهى مىشود [٦] از موارد «اذلال نفس» به شمار آمده است.
د - بهرهكشيهايى كه انسان از تواناييها و امكانات وجود خود به طور نامشروع و در
[١] . بخشى از اين حقوق در رساله حقوق منسوب به امام سجاد (ع) به تفصيل بيان شده است و در كتابهاى اخلاقى مانند: احياء علوم الدين، تأليف غزالى و المحجة البيضاء، تأليف ملا محسن فيض كاشانى، آمده است.
[٢] . اطلاق قاعده نفى ضرر، موارد انسان در حق خود را نيز شامل مىشود.
[٣]
. «لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حراً»
نهج البلاغه، نامه ٣١.[٤] . «ان الله تبارك و تعالى فوض الى الموقن كل شىء الا اذلال نفسه» رك: مشكوة الانوار، ص ٢٤٥.
[٥] . همان.
[٦] . همان، ص ٢٤٤.