فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥١ - فصل دوم منابع فقهى حقوق عمومى
«حسبه»، «مساوات»، «قضاوت»، «افتا» و «حقوق» براى به دست آوردن آياتى كه در آنها به نحوى واژههاى نامبرده و مشتقات آنها آمده، راه بسيار سادهاى است كه در تكميل آن بايد همه واژههايى كه به نحوى در مسائل حقوق عمومى كارآمد هستند، جمعآورى و مشتقات مورد استفاده آنها در آيات استقرا شود و سپس مترادفات آنها شناسايى و در نهايت مجموعهاى از واژهها به نحوى كه در اصطلاحنامهها و تزاروسها بكار مىآيد، براى استخراج مفاهيم حقوق عمومى از آيات قرآن مورد استفاده قرار گيرد.
تنظيم يك ليست جامع از واژگان حقوق عمومى و در اختيار داشتن يك معجم قرآنى و يا نرمافزارى كه امكان جستجوى كلمه در آن وجود دارد براى دسترسى به اين روش دستيابى به آيات مربوط به حقوق عمومى كافى است.
بخش علمى اين روش، همان مترادفيابى واژههاى متداول در حقوق عمومى است كه بايد با واژههاى مشابهى كه در قرآن بكار رفته است به نحوى همگون سازى شده و رابطه مفهومى و منطقى آنها شناسايى گردد.
٢.
مفهوميابى
: تهيه ليستى از موضوعات حقوق عمومى و مطالعه تطبيقى آيات براساس ليست موضوعى حقوق عمومى راه دومى است كه در دستيابى به مفاهيم حقوق عمومى در قرآن ما را يارى مىدهد.
آيات مربوط به مفاهيم حقوق عمومى در قرآن ممكن است در رابطه مستقيم با اين مفاهيم آمده باشد، مانند: حاكميت در قانونگذارى كه به طور مستقيم در آياتى مانند (إِنِ اَلْحُكْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ) و (وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمٰا أَنْزَلَ الله فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلْفٰاسِقُونَ) بيان گرديده است و نيز ممكن است به طور غير مستقيم يكى از مفاهيم حقوق عمومى را بيان كرده باشد مانند:
آيه (لَقَدْ كٰانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) كه با توجه به سيره عملى پيامبر (ص) در مساوات مىتواند بيانگر اصل مساوات در حقوق عمومى اسلام تلقى گردد. بىشك اين روش بسى دقيقتر و علمىتر از روش قبل مىباشد و چنين جستجويى صرفاً بايد به طور نظرى و استقرايى انجام گيرد و حتى ممكن است از يك آيه بتوان چندين قاعده و مفهوم مربوط به حقوق عمومى را استنتاج نمود.
تعيين موارد اين آيات و تعداد آنها كاملاً اجتهادى بوده و موكول به استنباط شخصى محققانى است كه با اعمال روشهاى منطقى در تفسير قرآن مىتوانند مفاهيم حقوق