فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦٠ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
خلافت على (ع) و با راهنمايى آن حضرت انجام گرفت و به سال ٤ [٢] (ه. ق.) پايان پذيرفت [١] و بى گمان پس از ايران اين دومين سرزمين پهناور و حاصلخيزى بود كه به دست مسلمانان آزاد گرديد.
بدين ترتيب استانها و ايالات تحت حكومت امام (ع) شامل: حجاز، عراق، يمن، بحرين، ايران، مصر، برخى از سرزمينهاى شاخ افريقا، ماوراء خراسان و هندوستان بود و تنها منطقه شام از اين قلمرو وسيع به دليل تمرد معاويه از اطاعت امام (ع)، بيرون محسوب مىشد.
مبحث ششم: كارگزاران امام على (ع)
كارگزاران امام (ع) كه مكاتبات آن حضرت با آنان در
نهجالبلاغه
ثبت شده به قرار زير است:
١. اشعب بن قيس، از بزرگان و مسلمانان يمن بود كه از طرف امام (ع) به عنوان كارگزار (عامل) در آذربايجان منصوب گرديد و نامه پنجم
نهج البلاغه
اشاره به مديريت نامطلوب وى دارد.٢
٢. عبدالله بن عباس، شخصيت سرشناس علمى كه توسط امام (ع) به كارگزارى استان بصره منصوب گرديد و نامههاى شماره ١٨ و ٢٥
نهج البلاغه
خطاب به وى صادر شده است.
٣. زياد بن ابيه، كه به جانشينى از عبدالله بن عباس، به فرمانروايى بصره منصوب گرديد و نامههاى شماره ٢٠، ٢١ و ٤٤
نهج البلاغه
مبنى بر هشدار شديد نسبت به خيانت واليان خطاب به وى مكتوب گرديده است.
٤. محمد بن ابى بكر، شخصيت فداكار و كاردان و تربيت شده امام (ع) به همراه پيام و دستورالعملى به حكومت مصر منصوب و اعزام گرديد. و نامه شماره ٢٧
نهج البلاغه
،
[١] . رك: ابن اثير، الكامل، ج ١، ص ٤٢١.
[٢] .
«و انّ عملك ليس لك بطعمة و لكنه فى عنقك امانه...»
نهج البلاغه، نامه ٥.