فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٠٨ - موضوع و تعريف قاعده
نمىباشد. زيرا در آيه فوق به صورت جمله خبرى آمده، منطبق با واقع و حقايق تاريخى مسلم نخواهد بود. چه بسيار كه كافران بر مؤمنان پيروز شده و قهر و غلبه و استيلا يافتهاند.
درست است كه هرگز جبهه كفر نتوانسته مقاومت جبهه ايمان و اسلام را در هم بشكند ولى به صورت ظاهر، استيلا و سلطه بر مؤمنان را پيدا كردهاند.
جمله «ولن يجعل» به مفهوم تشريعى مىتواند با قيد ابدى كه مفاد كلمه «لن» است صحيح و معقول باشد و مفاد آنچه به معنى جمله خبرى و يا جمله انشايى چنين خواهد بود كه خداوند هرگز حكمى كه موجب سبيل و سلطه كافران بر مؤمنان باشد را تشريع ننموده و هر حكمى كه منشأ چنين اثر نامطلوبى گردد از اسلام و وحى و خداوند محسوب نمىشود.
منظور از كافر كسى است كه به دينى بجز اسلام گرويده باشد و يا با وجود قبول اسلام
«ما يعلم من الدين بالضروره»
را انكار كند به نحوى كه انكار آن به انكار رسالت و يا تكذيب پيامبر (ص) و يا تنقيض شريعت اسلام منتهى گردد [١] .
بنابراين كافر شامل كليه اهل كتاب و ساير پيروان اديان غيراسلام و آن دسته از مسلمانانى مىشود كه محكوم به ارتداد مىباشند.
مراد از مؤمن كسى است كه با شهادت به توحيد و رسالت پيامبر اسلام (ص) ملتزم به احكام اسلام گرديده است و بدين معنى كليه فرق و مذاهب اسلامى (بجز آنها كه محكوم به ارتدادند) مشمول حكم آيه شريفه مىگردند [٢] .
كلمه مؤمن را در آيه به اين دليل بايد اعم دانست كه در روايات مؤمن و مسلم از نظر احكام و آثار يكسان تلقى شدهاند. در كافى از حمران بن اعين از امام صادق (ع) نقل مىكند:
«فهل للمؤمن من فضل على المسلم فى شىء من الفضائل و الاحكام و غير ذلك فقال: لا هما يجريان فى ذلك مجرى واحد» [٣] .
بديهى است اين حديث به معنى نفى فرق ماهوى بين ايمان و اسلام نيست. زيرا در
[١] . رك: تحرير الوسيله، ج ١، ص ١١٨.
[٢] . رك: القواعد الفقهيه، ج ١، ص ١٧٠.
[٣] . رك: اصول كافى، ج ٢، ص ٢٠ حديث ٤.