فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٣٩ - مبحث سوم اصل صلح در فرهنگ حقوقى اسلام
درونى و علل روانى پديده جنگ را در انسان جستجو نماييم، بايد انگشت روى حالت روانى عارضى و به اصطلاح غرايز ثانوى كه نامش از افراط و تفريط در بهره بردارى از غرايز اوليه مىباشد، بگذاريم و حالات انحرافى درونى را عامل اصلى آن بدانيم.
از طرف ديگر پيوند فطرى، طبيعى و اخلاقى مسأله همزيستى و صلح با انسان از نظر واقعيتهاى عينى و حقايق تاريخى نيز مورد تأييد بوده و اصول و قواعد عقل و فكر و دانش نيز اين پيوند معنوى را بيش از پيش محكمتر ساخته است.
اگرچه برخى از تئوريسينها جنگ را در زندگى بشر اجتناب ناپذير مىدانند، ولى دلايلى كه در اين زمينه ارائه مىدهند شيوههاى نامطلوبى را، دامنگير ملتها و يا سران آنها مىگرداند.
فقها معمولاً در مسائل بسيار مهم، نخست به تأسيس اصل و قاعده مىپردازند، به نحوى كه اگر حالت استثنائى از آن قاعده وجود داشته باشد، الزاماً بايد با دليل ثابت گردد، و در غير اين صورت قاعده بر موارد مشكوك حاكم خواهد بود و مثلاً در مسؤوليتها اصل را بر برائت، و در اعمال ديگران اصل را بر صحت، و اصل اولى را در حكم اشياء بر اباحه گذاردهاند، و از اين رو اثبات هر نوع مسؤوليت و با فساد در اعمال ديگران و حرمت اشياء را منوط به دليل و نيازمند به اثبات شرعى مىدانند. در مسأله صلح و جنگ نيز سه نظريه به عنوان تأسيس اصل و قاعده ديده مىشود.:
[١] . نظريه برخى از مستشرقين در مسائل بينالملل اسلام به بررسى پرداختهاند. مبنى بر اينكه جهاد رابطه اصلى دارالسلام را با جهان خارج مشخص مىكند، و اسلام از آنجا كه نتوانست خوى جنگجويى اعراب را زايل سازد، از اين وسيله بر اى سركوب غير مسلمين استفاده كرده، و اگر اسلام از صلح سخن به ميان آورده صرفاً براى رهيابى به هدف نهايى است كه توسعه اسلام در جهان مىباشد، و اين در شرايطى است كه جهاد كار ساز نباشد، و روابط بين الملل و ديپلماسى در جهان اسلام پديدهاى كاملاً بيگانه و ناآشنا است١.
مستند اين نظريه آيات جهاد در قرآن است كه جهاد را به عنوان يك فريضه بر همه
[١] . رك: دكتر حميد بهزادى، مقاله «اصول روابط بينالملل و تحولات آن در اسلام» و نظرات برنارد لوئيس مستشرق معروف در همان مقاله.