فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨٤ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
دنياى غرب به دليل عدم شناخت صحيح نسبت به انسان درزمينه نظام ادارى و اصول آن به بيراهه رفته است و اين انحراف خطرناك از آنجا ناشى شده است كه انسان تفسيرى نادرست ترسيم نموده و بالاخره در خلق مديريتى متناسب با چنين تصور غلطى از انسان او را تا ورطه مسخ انسان كشانده است.
بدان گونه كه يك دستگاه بسيار پيچيده الكترونيك در دست فرد ناوارد درحد يك وسيله عادى مثلاً راديو تك موجى مورد استفاده قرار گيرد.
معمولاً در شكلگيرى قدرت كه پايه و محور اصلى فرماندهى است از يك سلسله عناصر مادى نام مىبرند كه عمدتاً به قرار زير مىباشد.
الف - نيروى انسانى كه بدنه تشكيلات نظامى و عمليات و قدرت رهبرى محسوب مىگردد.
ب - منابع طبيعى كه امكانات بيشترى را در اختيار رهبرى قرار مىدهد.
ج - اطلاعات كسب شده از دشمن و اوضاع و شرايط حاكم كه قدرت نظام ادارى و تصميمگيرى را بميزان قابل توجهى بالا مىبرد و نيل به پيروزى را سهل مىگرداند.
د - وضع جغرافيايى و محيط فيزيكى عمليات نظامى كه نقش مؤثرى در رهبرى و پيروزى آن دارد.
ه - ديپلماسى فعال نيز به نوبه خود از عناصر قدرت رهبرى محسوب مىگردد.
و - تكنولوژى و بهرهگيرى از امكانات علمى كه حجم توان رهبرى و سطح كارآيى آن را تا سرحد تفوق، چشمگير نيروها و پيروزيهاى سرّى بالا مىبرد.
ز - عادت به سنن ملى و شخصيت و روحيه متكى به خصايص و هويتهاى قومى و ملى.
درنظام رهبرى ومديريت نيروها در اسلام از همه اين عوامل (البته به گونه صحيح و بر اساس معيارهاى اسلامى) بهره گرفته مىشود و ما نمونههاى بارزى از شيوههاى مختلف استفاده از اين عناصر را در فرماندهى نظامى شخص پيامبر اسلام (ص) در غزوات و نيز در رهبرى اميرالمؤمنين على (ع) در جنگهاى صفين و نهروان و جمل مشاهده مىكنيم.
ولى مهمترين عنصرى كه رهبرى اسلامى بر آن تكيه دارد و عمدهترين منبع قدرتى