فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٨ - مبحث نهم حق برخوردارى از مساوات
اينجا نيازى به تكرار آن نمىبينيم.
با توجه به اطلاق اين نصوص كه شامل مصاديق و موارد مختلف مساوات و برابرى مىگردد. در اينجا برآنيم كه اين موارد را روشنتر توضيح دهيم:
[١] . مساوات در آفرينش انسان
: همه انسانها از بنياد و ريشه انسانى، برابرند و همه از يك پدر و مادر آفريده شدهاند.
در اين اصل همه انسانها از هر نوع نژاد، زبان، فرهنگ و حتى جنس برابرند. اين نوع مساوات شامل استعدادها، توانمنديهاى بالقوه و امكان تكامل در دو جنبه مادى و معنوى نيز مىگردد و اختلاف عقيده و يا ساير مرزبنديهاى صورى نمىتواند اين برابرى را از ميان بردارد.
بهخاطر اين نوع وحدت و همگونى ذاتى كه در شخصيت انسانى نهفته است همواره امكان بازگشت انسانها به وحدت و همدلى وجود دارد و به رغم مرزبنديهاى گوناگونى كه بين واحدهاى بشرى فاصله افكنده است. انسانها مىتوانند جامعه واحد جهانى را جامه عمل بپوشانند.١
در تجزيه و تحليل اسلام از انسان و جامعه بشرى، انسانهاى اوليه به گونهاى همسو و متحد زندگى مىكردهاند و اختلافات و مرزبندىها بتدريج براساس افزونطلبيها و انحراف از خواستههاى فطرى بين آنها فاصله ايجاد نموده است. [٢]
٢. اخوت انسانى
: برابرى در خلقت، چنان رابطه فطرى، طبيعى در ميان انسانها به وجود آورده است كه آنها را چون دو برادر به همديگر نزديك نموده و انسانها به رغم همه اختلافها در منطق اسلام از نظر انسانى برادرند. اين پيوند عاطفى، همه آحاد بشر را همچون عضو يك خانواده گرد هم آورده است پيوند «شبيه همديگر بودن» [٣] اساس همگرايى و تعاون در زندگى اجتماعى و حتى در سطح جامعه جهانى را فراهم آورده است.
٣. برابرى در حق
: دستورالعمل جاودانه امام على (ع):
«فليكن امر الناس عندك فى الحق سواء»
[٤]يك شعار و شعور سياسى در نظام اجتماعى، سياسى اسلام است. در عرصههاى
[١] . همان، ص ٥٤٤.
[٢] . همان، ص ٥٤٥.
[٣] . همان.
[٤] . نهجالبلاغه، نامه ٥٩.