فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩ - تحولات حقوق عمومى در فقه
نظامبندى جديد علم حقوق، تحت عناوينى چون حقوق اساسى و حقوق بينالملل و نظاير آن ناميده مىشوند.
تحولات حقوق عمومى در فقه
بحثى كه ما در جلد دوم اين مجموعه تحت عنوان تحول فقه سياسى در دو بعد تكوين و تدوين مورد مطالعه قرارداديم، در مورد حقوق عمومى نيز صادق مىباشد و دوره تكوين و تأسيس حقوق عمومى به عصر نزول قرآن و دوره زمامدارى پيامبر اسلام (ص) وسنت آن حضرت در مقام رياست دولت اسلامى باز مىگردد كه در اين دوره خطوط كلى حقوق عمومى در فقه در زمينه مسائل حكومت، جهاد، تولّا و تبرّا، صلح، معاهده، ديپلماسى، سياست خارجى و نظاير آن توسط وحى (قرآن) و سنت پيامبر (ص) تعيين شد و سپس در خلال احاديث اهل بيت (ع) تشريح و تفريع گرديد.
عملكرد (سنت عملى) پيامبر (ص) ضمن تأسيس قواعد كلى حقوق عمومى در فقه نمونهها و تجربههاى عينى نظريههاى اسلام را نيز ارائه داد و موفقيت پيامبر (ص) در اجراى احكام تأسيس اسلام در زمينه مسائل سياسى به طور ضمنى حقانيت و صلاحيت و اتقان اين احكام را نيز ثابت نمود. بنابراين پيامبر (ص) هم در تأسيس و هم در اجرا اسوه شناخته شد (لَقَدْ كٰانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)١.
به اين ترتيب حقوق عمومى در فقه پا به پاى فقه عام و فقه سياسى شكل گرفته و تأسيس گرديده است و در بخشى هم بدون آنكه تأسيس صورت بگيرد به صورت امضايى، قواعد عرفى تقرير و برسميت شناخته مىشود. مانند احترام به ماههاى حرام و تحريم جنگ در اين ماهها و بهرهگيرى از شيوههاى متعارف جنگى و التزام به عدم تعرض به سفرا و نمايندگان خارجى.
در مورد مرحله تدوين حقوق عمومى در فقه نيز مانند تحولات فقه سياسى، بايد تحولات را مورد مطالعه قرار داد:
تحولاتى كه حقوق عمومى در فقه همزمان با فقه عام و فقه سياسى داشته و در لابهلاى مباحث و عناوين متفاوت فقهى ادوار گوناگونى را طى نموده و مراحل تكاملى
[١] . احزاب، آيه ٢١.