فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٤ - ك - حق تعليم و تعلم
بىشك در صورت تأمين حداقل زندگى به صورتهايى غير از اشتغال، چنين حقى ساقط خواهد بود.
ى - حق داشتن مسكن
بى گمان حق داشتن مسكن مناسب با كرامت و شئون انسانى، حق هر انسانى است كه در برخى از نصوص اسلامى از اين حق اين گونه تعبير شده است:
«البلاد بلاد الله و العباد عيال الله، حينما اصبحت خيراً فاقم» [١] .
(سرزمينها از آن خدايند و انسانها عائله پروردگارند، هر كجا كه بهتر يافتى در آنجا رحل اقامت بيافكن.)
بر اساس اين اصل، هر انسان حق داشتن مسكن، حق انتخاب مسكن و آزادى در اقامتگاه هر فرد به ثبوت مىرسد. [٢]
ك - حق تعليم و تعلم
اسلام در ميان انواع حقوق اساسى انسان، به اين حق بيش از هر مورد ديگر تأكيد دارد و بر استيفاى آن اصرار مىورزد. نصوص اسلامى در اين دو زمينه بسيارند و صريح و شفاف. رسول خدا (ص) فرمود:
«لست احب ان ارى الشّاب منكم الاغازياً فى حالين امّا عالماً او متعلماً».
(من نمىخواهم جوانان را جز در دو حالت ببينم، در حال جهاد و مبارزه، در سنگر عالمى كه ديگران را تعليم مىدهد و يا در پايگاه تعلم كه از ديگران دانش مىآموزد.)
استيفاى هر دو حق تعليم و تعلم براى همه انسانها حقى است عمومى كه از ذات، تفكر رشد و نياز وى به تكامل ناشى مىگردد. [٣]
[١] . رك: نهج الفصاحه، ص ٢٢٣.
[٢] . «خير البلاد ماحملك»، همان، كلمات قصار، ٤٤٢.
[٣] . رك: همين قلم، پيشين، ص ٥٥٨.