فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٨ - مبحث هشتم انديشه آزادى در اسلام
اجتماعى و اقتصادى را بر حقوق مدنى و سياسى ارجحيت قائل مىشود. همين تفكر بود كه سوسياليزم را در جهان اسلام و عرب جا انداخت و گرايشهاى چپگونه را رواج بخشيد.
[١] ٦. مصلحتگرايى در تفسير و تدوين حقوق و آزاديهاى اساسى موجب گرديده كه براساس بنياد و مصلحت، آزاديها به دو نوع آزاديهاى متكى بر منابع مادى فرد و آزاديهاى برخواسته از منافع معنوى فرد تقسيم شوند و آزاديهايى چون آزادى فرد، مالكيت و امنيت در شئون شخصى و زندگى فردى از نوع اول و آزاديهايى چون آزادى فكر و عقيده از نوع دوم تلقى شود.
بىگمان اين نوع تقسيمبندى شكلى است و مادى و معنوى بودن متعلق به آزادى با مادى و معنوى بودن مصلحتى كه در پشت سر آزاديها قرار دارد خلط گرديده و تحليل سفسطهآميزى را به وجود آورده است. آزادى فكر و عقيده و بيان هرچند آزادى متعلق به امور معنوى است لكن داراى مصلحتهاى مادى نيز هست و همچنين آزادى مسكن و شغل هرچند مادى به نظر مىرسد لكن در پشت سر آن مصلحت معنوى و احترام به شخصيت انسانى نهفته است.
مبحث هشتم: انديشه آزادى در اسلام
انديشه آزادى به مفهوم سلبى آن در ذات و طبيعت اسلام و تعريف آن نهفته است. زيرا يكى از دو ركن اصلى اسلام، رهايى از عبوديت، اطاعت و اسارت است و كسى كه با اين صفت سلبى آراسته نگردد نه تنها مسلمان نيست، موحد هم محسوب نمىشود. تقدم اين ركن در شعار اصلى اسلام و توحيد يعنى كلمه (لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الله) حكايت از بنيادى بودن آزادى در انديشه اسلامى دارد.
قرآن نيز آزادى را در بعد منفى آن مد نظر قرار داده و با اصل (لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ)١ نه تنها آزادى را در عرصه مختلف زندگى تضمين نموده، اصولاً دين و عقيده را نيز در
[١] . بقره، آيه ٢٥٦.