فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٩ - ب - نهى از برخورد با جائران
قيام به انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر در تمامى مراتب آن باشد اصولاً بخش اعظم اين دو فريضه عملاً منتفى مىگردد و اصولاً ظلم و فساد به عنوان يك واقعيت اجتناب ناپذير مورد تأييد قرار مىگرفت.
با توجه به اين واقعيت كه بيشترين و بالاترين و سازمان يافتهترين ظلمها از جانب حكام، امرا و فرمانروايان صورت مىگيرد، اگر اين بخش از ظلم در حوزه مقابله و كاربرد فريضه امر به معروف و نهى از منكر حذف شود، بخش اندكى از قلمرو امر به معروف و نهى از منكر باقى خواهد ماند كه بيشتر به مسائل خصوصى افراد مربوط مىگردد و اين نوع برداشت مستلزم جانبدارى كلى از نظام ظلم يا ظلم سازمان يافته مىباشد تا محكوم نمودن ظلم كه سياستى شناخته شده در قرآن و سنت است.
افزون بر اين، اصولاً سكوت در برابر زمامداران ظالم كه همواره قدرت و سلطه خود را با خونريزى و فتنه حفظ مىكنند به معنى چشم پوشى از عدالت و حق اين دو عنصر اصلى اسلام و دو هدف والاى بعثت انبيا (ع) مىباشد و چشم پوشى از اين دو به معنى به فراموشى سپردن نيمى از تعاليم و رسالت اسلام و در واقع همان بخش دنيايى دين مقدس و جامع اسلام تلقى مىگردد. اين سخن كجا و برداشت كسانى چون ابن تيميه كجا، كه تصريح مىكند: به ما اجازه داده نشده حقمان را با برخورد مسلحانه بگيريم، چنانكه اجازه داده نشده از اطاعت امراى ظالم كه حق آنها است سرپيچى نماييم.
ب - نهى از برخورد با جائران
دسته ديگر از احاديث كه صريحاً اقدام مسلحانه در برابر امراى ظالم را منع نموده است مانند روايت ابن عباس از پيامبر (ص) كه فرمود:
«من رأى من امير شيئاً فليصر عليه فانه من فارق الجماعه شبرأ فمات مات ميته» [١]
در روايت ديگر چنين آمده:
«تسمع و تطيع للامير و ان خرب ظهرك و اخذ مالك فاسمع واطع». [٢]
علماى اهل سنت در تفسير اين دو حديث معتقدند: مفهوم اين احاديث آن است كه در برابر فرمانرواى ظالم بايد اطاعت نمود هرچند كه او ظلم نمايد و اين در حقيقت نهى
[١] . رك: ابن تيميه، پيشين.
[٢] . همان.