فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٩٥ - 3 نقش حكميت در حقوق بين المللى
و جمعى از نيروهاى امام تحت تأثير تبليغات معاويه از امام (ع) مصرّاً خواستار قبول حكميت شدند.
امام ناگزير به خاطر رضاى مردم و جلوگيرى از قتل عام بيشتر [١] تن به حكميت داد و آنگاه كه داعيان حكميت سر به مخالفت با حكميت نهادند، امام (ع) ضمن تخطئه عملكرد حكمين كه از شرايط حكميت خارج شدند، از اصل حكميت به عنوان يك راه حل مسالمتآميز دفاع نمود:
«فلم آت - لا ابا لكم - بجراً و لا ختلتكم عن امركم، و لا لبّسته عليكم، انما اجتمع رأى ملئكم على اختيار رجلين، اخذنا عليهما الّا بتعدّيا القرآن، فتاها عنه، و تركا الحق و هما يبصرانه، و كان الجور هواهما فمضيا عليه»
[٢] .(من شرى بپا نكردهام و شما را در كارتان فريب ندادهام و حقيقت را بر شما نپوشاندهام، جز اين نيست كه شما بر انتخاب دو تن به عنوان حكم توافق كرديد ما هم از آن دو پيمان گرفتيم كه از قرآن تجاوز نكنند ولى آنان گمراه گشته دست از حق كشيدند در حالى كه آن دو آگاه بر كار خود بودند و از روى هواى نفس ستم روا داشتند).
٣. نقش حكميت در حقوق بين المللى
پيامبر اسلام (ص) شخصاً حكميت را در اختلافات بين المللى به عنوان يك قاعده حقوق بينالملل بكار گرفت، اختلافى كه با بنى قريظه (يكى از سه گروه يهودى ساكن مدينه) بوجود آمده بود به شيوه حكميت حل و فصل شد و طرفين موافقت كردند كه فصل خصومت را به شخص ثالثى واگذار نمايند.
يهوديان بنىقريظه در جريان غزوه خندق (احزاب) عليرغم قرارداد عدم تعرض كه با پيامبر اسلام (ص) بسته بودند و به خوددارى از كمك به دشمنان اسلام متعهد شده بودند با احزاب همكارى نمودند و براى سقوط مدينه و نفوذ نيروهاى احزاب بر مدينه توطئه خطرناكى را پىريزى كردند.
[١]
. «و لعل الله ان يصلح فى هذه الهدنة امر هذه الامة»
(شايد در اين ميان كه به خاطر حكميت آتش جنگخاموش مىشود كار امت اصلاح پذيرد.)، همان، خ ١٢٥.[٢] . همان، خ ١٢٧.