فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٥١ - يادداشت توضيحى در اين تعريف از واژۀ دولت
اساسى مىشمارد و به ملتهايى امنيت را نويد مىدهد كه همهابعاد ستم را از زندگى و روابط فيما بين خود و ديگران زدوده باشند: (اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِكَ لَهُمُ اَلْأَمْنُ)١.
رابطه علت و معلولى بين ريشه كن نمودن ظلم و استقرار امنيت، در حوزه مطالعه و بررسى عميق است و نشان دهنده رمز ناكامى ملتها در رسيدن به تعريف جامع و كامل متجاوز است.
همانطور كه درگزارش تاريخچه تعريف تجاوز توسط مجمع عمومى سازمان ملل ملاحظه كرديم، مشكل عمده اين تعريف آن بود كه مبادا تعريف به گونهاى باشد كه به وسيلهاى براى توجيه اقدامات تجاوزكارانه دولتهاى سلطهجو و يا بهانهاى براى كاربرد زور و جنگهاى تجاوزكارانه تبديل گردد.
درست است كه در هر تجاوزى نوعى ستم رخ مىدهد، ولى چنين نيست كه در هر ستمى، تجاوزى نيز روى داده باشد. ابعاد گسترده ستم شامل همه مواردى مىشود كه تعريف تجاوز قادر به فراگيرى آنها نيست.
ستم خود ابعاد وسيعى دارد كه در تهاجم نظامى و يا گونههاى ديگر تجاوز خلاصه نمىشود. دنيا اگر به تعريف جامعى از ستم، كه شامل همه انواع ستمگرى و ستمپذيرى باشد، برسد و آن را از روابط ملتها دور كند واين آفت امنيت را از همه ابعاد زندگى بزدايد، مىتواند به استقرار امنيتى ايدهآل اميدوار گردد و آن را به صورت يك واقعيت ملموس دريابد.
قريب به يك دهم مجموعهآيات قرآن به طور مستقيم و غير مستقيم به موضوع ظلم پرداخته و بالغ بر ٣٥٠ آيه به طور مستقيم و صريح در اين زمينه به روشنگرى پرداخته است. [٢]
[١] . انعام، آيه ٨١.
[٢] . رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٣، ص ٤١٨-٤١٩.