فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٤٦ - مبحث چهارم امنيت براى همه
اگر سابقه تاريخى ونحوه جهانى شدن سازمان ملل متحد و نهايتاً طرح امنيت دسته جمعى را از سال ١٩٤٥ م. كه تنها ٥١ دولت، اعضاى آن را تشكيل مىدادند تاكنون كه ١٥٩ كشور به عضويت آن درآمدهاند مورد مطالعه قراردهيم، امكان راهيابى به چنين تحول عظيم و تضمين كننده امنيت بينالمللى را مىتوان در يك برنامه زمانبندى شده پيشبينى كرد.
تحولات سياسى واجتماعى در سطح بينالمللى هر نوع تغييرى را امكان پذير كردهاست، به عنوان نمونه تاسال ١٩٥٠ م. درتدوين عهدنامهها و اعلاميههاى بينالمللى همواره اكثريت با كشورهاى اروپايى بودهاست در حالى كه امروز در صحنه بينالمللى اين كشورها كمتر از يك چهارم اعضاى مجمع عمومى سازمان ملل متحد را تشكيل مىدهند.
امروز با نقشى كه جمهورى اسلامى ايران درمسائل مربوط به نهضتهاى آزادىبخش و جنبشهاى اصيل اسلامى در سراسر جهان اسلام دارد و بازتاب انقلاب اسلامى تا اعماق جوامع اسلامى و ملل مستضعف جهان پيش رفته و ريشه دوانده است و به عنوان يك عامل تعيين كننده در سياست جهان مطرح مىشود و ابرقدرتها را به حادترين و خطرناكترين واكنشهاى سياسى و نظامى واداشته است و ديگر آن زمان سپرى شده است كه دولتها و ملتهاى مسلمان بدون درنظر گرفته شدن عامل اسلام چون مهرههاى شطرنج در بازيهاى سياسى توسط ابر قدرتها جابه جا شوند، با توجه به همه اين شرايط جديد كه در سطح بينالمللى بهوجود آمده، آيا نمىتوان مطمئن بود كه به دنبال تحولات آينده كه با همين فرايند به وجود مىآيد فرضيههاى زيربنايى اسلام در احياى اصول شناخته شده بينالمللى كه معمولاً قابل قبول هم هست، همان نقشى را ايفا نمايد كه انقلاب اسلامى درايجاد تحول سياسى مبتنى بر اصول و دادههاى اسلام به جاى نظام سياسى ستمشاهى در ساير كشورهاى اسلامى تأثير گذاشت؟
تأكيد اسلام بر اين اصل: همانگونه كه جنگ تهديد كننده صلح شناخته شده، تجاوز نيز به عنوان عامل تهديد كنندهامنيت به شمار آمده است، و براى تأمين صلح از طريق كنترل جنگ، اصل حل مسالمت آميز اختلافات بينالمللى جايگزين اصل قانونى بودن جنگ شده است و براين اساس از زمان جامعه ملل، توسل به جنگ براى حل اختلافهاى