فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٤٢ - مبحث چهارم امنيت براى همه
مبحث چهارم: امنيت براى همه
اسلام امنيت را يكى از اصول زندگى و حالتى اجتناب ناپذير در زندگى جمعى و عنصرى ضرورى در بهرهورى از مزايا و مواهب حيات، و نيز زمينهساز تكامل و ارتقاء بشر تلقى كرده است، و از آن به عنوان يكى از مقدسترين آرمانهاى بشرى و الهى ياد نموده است.
با بررسى موارد مختلف آن در نصوص اسلامى مىتوان ديدگاه اسلام را در اين زمينه به دست آورد [١] .
ضرورت تأمين و تضمين امنيت از ديدگاه اسلام امرى ترديد ناپذير است. اكنون بايد ديد، اسلام براى استقرار امنيت جمعى چه فرضيههايى را از پيش مطرح كرده است.
پيش فرضهايى كه امنيت جمعى بر اساس آنها مىتواند قابل تضمين باشد:
اصل تكيه بر قدر مشتركها كه يكى از مهمترين اصول و مبانى دعوت و روابط بينالملل در اسلام است اساس امنيت جمعى را مىتواند تضمين نمايد.
اصل لزوم مشاركت جمعى در دو حوزه «برّ» و «تقوى» و تعاون و همكارى در كليه مسائل مربوط به اين دو حوزه، اساس ديگرى است كه مىتواند در تحقق امنيت جمعى و استمرار آن سهم قابل توجهى را بر عهده بگيرد و آرامش لازم در وجدان و عقيده، تحقق بخشد.
اصل نفى عوامل تهديد كننده امنيت
: ظلم، تعدى، اجبار، تهديد و ارعاب. به گونهاى كه هر چهار عمل نامبرده را نه تنها تحريم و به شدت از آن نهى كرده بلكه از آنها به عنوان جرايم قابل تعقيب وموجب مجازات بين المللى ياد كردهاست.
تأكيد بر قرارداد و شكلگيرى توافقهاى گسترده در قالب پيمانهاى دو يا چند جانبه، به طورى كه تضمين دوام مصالح و منافع ملى در ضمن منافع مشترك ملتها امكانپذير گردد.
بى شك امنيت براساس قراردادهاى مشترك مىتواند در تعميم مشتركالمنافع بودن دولتها در امنيت جمعى و يكسان كردن مسؤوليت پذيرى دولتهادر برابر خطراتى كه امنيت را تهديد مىكند نقشى قابل توجه ايفا نمايد و قدرت مقابله با عوامل تهديد كننده را افزايش دهد، و از اينكه دولتهاى كوچكتر به ميدان نبرد و زورآزمايى قدرتهاى بزرگتر
[١] . رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٣، ص ٤٨٣-٤٨٥.