فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٤١ - مبحث سوم اصل صلح در فرهنگ حقوقى اسلام
اين نظريه كه به فقهاى شافعيه نسبت داده شده گرچه در توجيه انگيزه جهاد قابل مناقشه است. زيرا اهداف جهاد هدايت نيست، چون جهاد به خاطر خشونت، نوعى اكراه را در بر دارد كه از ديد اسلام، اكراه وسيله هدايت نيست. (أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ اَلنّ [١] ٦ [٤] ٨;اسَ حَتّٰى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ)١ (لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ) [٢] در اين نظريه اساس، عدم اصالت جنگ است، وبر اين مبنا جنگ همواره بايد با مجوز و انگيزه معقول و شرعى آغاز گردد.
٤. نظريه منسوخ بودن جهاد كه به جنبش قاديانيها نسبت داده شده با توجه به نصوص قرآن و احاديث اسلامى در زمينه فريضه بودن جهاد، جايى براى بحث در باره اين نظريه باقى نمىماند.
٥. نظريه سه مرحلهاى به معنى اينكه غير مسلمين مكلفند به يكى از سه امر تن در دهند، يا اسلام، يا پيمان، و يا جنگ. مستند اين نظريه آيه جزيه است [٣] كه جنگ را گردن نهادن به پرداخت جزيه به معنى قرارداد ذمه معرفى نموده است.
اين نظريه مبتنى بر اين اصل است كه آيه جزيه، مبناى قرارداد دولت اسلامى با همه ملتهاى غير مسلمان باشد، در صورتى كه اين آيه اختصاص به اهل كتاب دارد و بيانگر نوع خاصى از قرارداد بينالملل در رابطه با اهل كتاب مىباشد.
بررسى شرايط و قيود خاصى كه در آيه جزيه آمده است روشن مىكند كه مخير كردن اهل كتاب بين اسلام آوردن و تن به قرار داد دادن و جنگ، در باره كسانى اعمال مىشود كه مدعى پيروى كتابهاى آسمانى هستند، ولى نه به خدا ايمان دارند و نه آخرت را باور كردهاند، و محرمات الهى را كه پذيرفتهاند محترم نمىشمارند و به دين واقعى نيز ايمان نياوردهاند. به اصطلاح علم اصول، مفهوم مخالف اين قيود آن است كه هرگاه اهل كتاب اين چنين نباشند و ايمانشان صادقانه، و به مقررات مورد اعتقادشان پاىبند، و نسبت به دين واقعى الهى، متعهد باشند، اجبارى در باره آنها اعمال نخواهد شد، و كسانى كه در چنين شرايطى باشند، خواه ناخواه آمادگى براى پذيرش قرارداد صلح را خواهند داشت.٤
[١] . يونس، آيه ٩٩.
[٢] . بقره، آيه ٢٥٦.
[٣] . توبه، آيه ٢٩.
[٤] . رك: همين قلم، حقوق تعهدات بين المللى در اسلام و حقوق اقليتها.