فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٣٦ - مبحث سوم اصل صلح در فرهنگ حقوقى اسلام
اجراست....».
و قانون تعيين حدود صلاحيت دادسراها و دادگاههاى نظامى سراسر كشور كه در اجراى بند هشتم اصل يكصد و دهم قانون اساسى از سوى مقام رهبرى، در ششم مرداد ماه [١] ٣٧٢ تصويب شد. با ملاحظه اين مواد، روشن است كه فقط مصلحت و امنيت كشور به عنوان يك معضل مطرح بوده كه اين قانون بر خلاف قانون اساسى تصويب شده است.
ماده ١. هرگاه در حين تحقيقات و رسيدگى به جرايم خاص نظامى و انتظامى جرايم ديگرى كشف شود، سازمان قضائى نيروهاى مسلح مجاز به رسيدگى مىباشد.
ماده ٢. جرايمى كه اسراى ايرانى عضو نيروهاى مسلح در مدت اسارت مرتكب شدهاند و نيز جرايم اسراى بيگانه كه در مدت اسارتشان در كشور، در سازمان قضائى نيروهاى مسلح رسيدگى مىشود.
ماده ٣. كليه جرايم نظاميان داراى درجه سرتيپى و بالاتر در مراجع قضائى ذيربط در تهران رسيدگى مىشود١.
مبحث سوم: اصل صلح در فرهنگ حقوقى اسلام
در سلسله مباحث گذشته به تفصيل درباره صلح سخن گفتهايم كه در اينجا به جاى تفصيل به اجمال آورده مىشود.
دو واژه «سلام» و «صلح» از فرهنگ حقوقى و سياسى اسلام اهميت ويژهاى برخوردارند، و در نصوص قرآنى و متون احاديث اسلامى براى بيان يك اصل حقوقى و سياسى به كار برده شده و بر آن دو تأكيد شده است.
مشتقات اين دو واژه در قرآن چنين آمده است:
الف - واژه سلم وسلامت و سلام در لغت به معنى بر كنار بودن از آفات و بيماريهاى
[١] . رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٩، تحت عنوان مصلحت.