فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٠ - فصل دوم منابع فقهى حقوق عمومى
- اجماع راهى براى كشف سنت است، ولى عقل كشف از سنت نمىكند بلكه مانند:
سنت مستقيماً مضمون وحى يعنى احكام الهى را كشف و بيان مىنمايد. در اينجا مىتوانيم مسأله لزوم مراعات عدالت در روابط فيمابين ملتها را به عنوان مثالى براى مستقلات عقليه مورد بحث قرار دهيم.
بىشك اين اصل به عنوان يك قاعده حقوقى، از نظر عقلى حاكم بر روابط بينالمللى است و اين «بايد» را عقل بدون ترديد كشف و طبق آن حكم مىكند و بىعدالتى را مردود و مخالف با نظم آفرينش و طبيعت انسان و زندگى اجتماعى او مىداند. در اين صورت فقيه به طور قطعى و غيرقابل ترديد آنچه را كه خدا از انسان خواسته به دست آورده است و ترديدى ندارد كه حكم الهى همان است كه عقل قطعى بدان رسيده است و همانطور كه سنت، حكم الهى را كشف مىكرد، اينك عقل نيز به كشف حكم الهى نائل شده است.
- از آنجا كه عقل گاه موارد مسكوت مانده را نيز كشف مىكند، هرگاه ما چنين فرضى را در شريعت داشته باشيم كه پارهاى از امور در زبان شرع و وحى مسكوت گذرانده شده است [١] ، در اين صورت كشف از طريق عقل در رديف وحى قرار مىگيرد، به اين معنى كه گاه احكام الهى را از طريق وحى به دست مىآوريم و گاه، عقل جايگزين وحى در موارد مسكوت مانده مىگردد.
- اجماع فقط در جايى كاربرد دارد كه نصى از كتاب و سنت وجود نداشته باشد. ولى عقل در كليه موارد مىتواند با استدلال و تعمق به نتايج قطعى برسد. هرگاه عقل با وجود نص صريح قطعى، كه از كتاب و سنت به دست آورده به نتايجى قطعى برسد كه با مفاد كتاب و سنت وفق نمىدهد، ناگزير نص قطعى از كتاب و سنت موجب احتمال اشتباه عقل در استدلال خويش مىگردد و با چنين احتمالى شناخت عقل از قطعى و جزمى بودن بيرون مىرود.
اما در صورت تطابق شناخت عقلى با مفاد كتاب و سنت براى آنكه بيان شرع از
[١] . چنانكه از پارهاى روايات اين مطلب استفاده مىشود، برخى از امور به خاطر آسان گرفتن بر مكلفينناگفته مانده است مانند:
«ان الله... وسكت لكم عن اشياء و لم يدعها نسياناً فلا تتكلفوها»
نهجالبلاغه، كلمات قصار، ١٠٥.