فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٥٨ - فصل سوم هزينههاى عمومى دولت اسلامى
خوردن و يك جا ماندن و از حركت باز ماندن است و از اين رو است كه به عقد پيمان نيز اصر گفته مىشود (ق [١] ٦ [٤] ٨;الَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلىٰ ذٰلِكُمْ إِصْرِي)١ بى شك حكم دشوار و حرجى انسان را از عمل و حركت باز مىدارد و نوعى اصر محسوب مىگردد و آيه گرچه به زبان دعاست ولى مفاد آن واقعيتى است كه در حقيقت بمنزله استجابت اين دعا مىباشد.
اگر اين آيات را در مقام بيان تأسيس حقوقى و تشريع بدانيم، ناگزير مفهوم مشترك اين آيات چنين است كه خداوند توانايى انسانها را در تشريع احكام ملحوظ داشته است و هر كس به ميزان تواناييش كه او را به سختى و تنگنا دچار نكند مورد تكاليف الهى قرار گرفته است و مقتضاى امتنان در آيه اين است كه مفاد آن بيش از نفى حكم به «بما لا يطاق» باشد.
اين مفاد كه بيانگر يك حق عمومى انسانها در برابر قوانين و مسؤوليتهاى ناشى از آن مىباشد در روايات نيز به لسانهاى مختلف آمده كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
١. روايت عبد الاعلى از امام صادق (ع) قال:
«قلت لابى عبدالله (ع) عثرت فانقطع ظفرى فجعلت على اصبعى مرارة فكيف اصنع بالوضوء فقال تعرف هذا و اشباه من كتاب الله: قال الله تعالى ما جعل عليكم فى الدين من حرج فامسح عليه» [٢] .
٢. روايت حمزة بن طيار
«كل شى امر الناس به فهم يسعون و كل شى لا يسعون فهو موضوع عنهم» [٣]
سعه به معنى مقابل ضيق است كه مترادف با حرج مىباشد بنابراين بجز فهم قسمت اول حديث از منطوق قسمت دوم حديث
«كل شى لا يسعون فهو موضوع عنهم»
نفى حكم حرجى در كمال وضوح مستفاد مىگردد.
٣. صحيحه بزنطى از امام باقر (ع) نقل مىكند كه:
«ان الخوارج ضيقوا على انفسهم بجهالة و ان الدين اوسع من ذلك»٤
خوارج مرتكبين به معاصى را كافر مىپنداشتند و از اين رو در تنگنا و مضيقه افتاده بودند و خود و ديگران را به زحمت و مشقت واداشته بودند و اين به خاطر آن بود كه دين را بخوبى درك نكرده بودند و نمىدانستند كه اسلام از اين تنگناها و راههاى سخت و مشقتبار مبرّا و با ارتكاب معاصى راه توبه باز و شخص گنهكار از اسلام خارج نمىگردد وباتوجه صفت ايمان به او باز مىگردد
[١] . آل عمران، ٨١.
[٢] . رك: وسائل الشيعه، ج ١، ص ٣٢٧.
[٣] . همان، ج ١٥، ص ٣٤٩.
[٤] . همان، ج ٢، ص ٧١.