فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٥٦ - فصل سوم هزينههاى عمومى دولت اسلامى
سپس به آيات زير استناد مىكند (فَلا [١] ٦ [٤] ٨; وَ رَبِّكَ لاٰ يُؤْمِنُونَ حَتّٰى يُحَكِّمُوكَ فِيمٰا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاٰ يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَيْتَ)١. (فَلاٰ يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ) [٢] (يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً) [٣] (لَيْسَ عَلَى اَلْأَعْمىٰ حَرَجٌ وَ لاٰ عَلَى اَلْأَعْرَجِ حَرَجٌ)٤.
در مقابل كلمات عسر و حرج و ضيق آنها يسر، سهل، شرح و سماحه قرار دارد ولى بايد توجه داشت كه به هر امر مشكل و دشوار و ضيقى حرج گفته نمىشود و حرج آن نوع مشكل و دشوارى است كه راه خلاصى در آن قابل پيشبينى نباشد و براى تشخيص گريزى از آن نيست.
مفاد قاعده «نفى حرج» را مىتوان چنين بيان نمود: در اسلام هيچ گونه حكمى كه انسان را به دشوارى و تنگنا و مشقت وادارد به طورى كه او را از آن گريزى نباشد وجود ندارد همه احكام اسلام قابل عمل و اجراست و هرگز با بنبست، مشقت و تنگناها كه عمل و اجراى حكم را دشوار سازد مواجه نمىگردد و به تعبير ديگر: عمل به احكام اسلامى سهل و آسان و راه آن هموار و باز است و هر حكمى كه فاقد اين خصوصيت باشد و در عمل مكلف به سختى و دشوارى و تنگنا گرفتار نمايد از اسلام نيست و كليه احكام و قوانين حقوقى اسلام با اين قاعده سنجيده مىشوند. معنى اين كلام آن نيست كه در اسلام احكام مشقتآور وجود ندارد. زيرا احكامى مانند: جهاد با دشمن و حتى جهاد با نفس و روزه در ايام طولانى و گرم تابستان با مشقتهايى همراه مىباشد ولى همانطور كه در بحثهاى آينده روشن خواهد شد اينگونه احكام مشمول قاعده نفى حرج نيست.
نكته مهمى كه در مورد موضوع بحث در قاعده حرج بايد توجه داشت، معنى حرج از نظر نوعى و شخصى بودن آن است. زيرا اگر حرج نوعى، در قاعده، معيار باشد بىشك اكثر واجبات و محرمات در اسلام از نظر نوعى با مشقتها و حرجهايى همراه مىباشد. به اين معنى كه احكام الزاميه در برخى موارد استثنايى نسبت به برخى افراد ايجاد مشقت و عسر و حرج مىكند و اين نوع مشقت و حرج نوعى نمىتواند ملاك اجراى قاعده نفى حرج تلقى گردد و الّا اكثر احكام الزامى اسلام به دليل مشقت نوعى آنها مبدل به حكم ترخيصى ثانوى مىشوند.
[١] . نساء، آيه ٦٥.
[٢] . اعراف، آيه ٢.
[٣] . انعام، آيه ١٢٥.
[٤] . نور، آيه ٦١.