فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٢٦ - مبحث اول ماهيت مسؤوليت ادارى
مىبخشد و از مجموع آن در كل سازمان ادارى كشور نظم عمومى حفظ مىگردد.
به اين ترتيب مىتوان حفظ نظم عمومى را به عنوان يك عمل ادارى مشترك براى تمامى مؤسسات عمومى در سازمان ادارى كشور شناخت و با توجه به اهميت آن به يكى از دو عامل ادارى هر دستگاهى پى برد. لكن كار ويژه هر دستگاهى ناگزير بايد از ديگر مؤسسات متمايز باشد و در حقيقت هويت سازمانى هر مؤسسهاى در گروه اين كار ويژه و صلاحيت و مسؤوليت خاصى است كه قانون بر عهده آن نهاده است. كار ويژه هر دستگاهى عبارت از نوع خاص خدمات عمومى است كه به تناسب ظرفيت و امكاناتش بايد آن را ارائه دهد.
هر چند همه دستگاههاى دولتى و مؤسسات عمومى در ارائه خدمات عمومى مسؤوليت مشترك دارند و به اين لحاظ مىتوان ارائه خدمات عمومى را به عنوان دومين عمل ادارى عام و مشترك تلقى نمود لكن از آنجا كه خدمات عمومى در مورد هر مؤسسه عمومى به معنى خاص و كار ويژه آن مىباشد ناگزير بايد خدمات عمومى در حوزه مسؤوليت هر مؤسسه را به عنوان عمل ادارى ويژه آن به حساب آورد.
خدمات عمومى مؤسسات عمومى و كار ويژههاى دستگاههاى دولتى را مىتوان به گونههاى مختلف طبقه بندى نمود. هر نوع تفاوت ماهوى بين اين كارويژهها مىتواند ملاك تقسيمبندى و طبقه بندى قرار گيرد مثلاً مىتوان اعمال ادارى را به مديريت خدمات عمومى، توليد خدمات عمومى، اجرائيات خدمات عمومى و نظارت بر خدمات عمومى طبقه بندى نمود. گاه كارويژههاى خدمات عمومى به لحاظ نوع استفاده كنندگان از اين خدمات تقسيمبندى مىشوند. مثلاً سازمان امور جوانان، سازمان بازنشستگى و بنياد جانبازان انقلاب اسلامى كه هر كدام در درون خود همه انواع كار ويژههاى مذكور در تقسيمبندى قبلى را دارند. كار ويژههاى مشاغل خاص هستند و صلاحيتها و مسؤوليتها به لحاظ آنها طبقه بندى مىشوند مانند تقسيمبندى وزارتخانهها كه معمولاً به لحاظ نوع شغل و كار ويژهاى عملى گاه ادغام و گاه تجزيه مىشوند.
ممكن است قانونگذار يك يا چند ملاك متعدد را در طبقهبندى مؤسسات دولتى منظور نمايد چنانكه تعريف مؤسسه دولتى به: «سازمانى كه به موجب قانون، بوسيله