فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨٧ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
امير المؤمنين (ع) به رهبرى نصب گرديدند و در نظام ولايت فقيه نيز بنابر آنچه كه از عهد نامه مالك اشتر استفاده مىشود كه اختيار تعيين فرماندهان نظامى مصر از طرف اميرالمؤمنين (ع) به مالك اشتر تفويض شده بود و نيز با توجه به احاديث ولايت فقيه نصب فرماندهان با ولىفقيه مىباشد و اين خود رسالت رهبرى را به دليل لزوم تناسب و سنخيت بين فرماندهان و امام معصوم (ع) و يا ولى فقيه روشن مىسازد.
خصايص و صفات رهبرى نظامى
در رهبرى گرچه علم و كاردانى شرط اساسى است ولى تنها با علم و كاردانى كسى نمىتواند رهبر نظامى شايسته باشد به قول مرحوم آيت الله العظمى ميرزاى شيرازى بزرگ، رهبر جنبش تنباكو، مديريت اگر يكصد جزء داشته باشد يكصدم آن علم و يكصدم ديگرش عدالت و نود و هشت درصد آن تدبير و قدرت رهبرى و مهارتهاى عرفى است.
مهارت در رهبرى گرچه عمدتاً اكتسابى و تجربى است ولى بخشى هم مربوط به قريحه و ذوق و استعداد و آمادگى خاصى است كه فقط برخى از افراد برجسته از آن برخوردار مىباشند. [١]
مبحث يازدهم: هويت انسانى در نظام ادارى
نيروى تشكيل دهنده هر سازمان و تشكيلات، و اجزاء اصلى آن، انسان و هر نوع نظام ادارى و مديريت، بايد شناخت انسان را زير بناى انديشه و ساماندهى ادارى قرار دهد و تمامى خصايص آن نيز بايد در همين راستا به دست آيد و ويژگى يك مدير آن است كه انسانشناس بوده و با همه خصايص انسان آشنايى داشته باشد و اصولاً شيوه رهبرى هم متناسب با همين ديدگاه شكل مىگيرد.
بى گمان از ديدگاه اسلام، انسان موجودى است داراى شرافت و كرامت و شخصيت
[١] . رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٢، ص ٢٨٥.