فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨٠ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
مسائل در پرتو آن بازشناسى مىشود استفاده مىگردد.
در اين نوع نظام ادارى شناختن استعدادها و بارور كردن آن از اهم مسائل نظام ادارى و رهبرى است.
در صورتى كه در نظام ادارى به مفهوم غربى، تكيه بر هرچه بيشتر بهره گرفتن از نيروى اعضاى سازمان در جهت اهداف آن است و ايجاد مناسبات وتغييرات مداوم كمتر با ايمان و خواست و منطق مقبول اعضاء سرو كار دارد.
د - قطبيت:
از جمله اصطلاحات اسلامى مشابه با نظام ادارى قطبيت است:
«و انه ليعلم ان محلى منها محل القطب من الرحى»
[١] .نظام ادارى كامل توأم با ايجاد مركزيت در حركت جمعى گروه و سازمان مىباشد و قدرت به مفهوم عام به نيروى محرك گفته مىشود.
هرنوع نظام ادارى، رهبرى، امامت و قطبيت توأم با قدرت است و بدون آن حركت و ايجادى در درون گروه و سازمان تحقق نخواهد يافت؛ زمان مظهر قدرت و راه اعمال آن مىباشد.
با تأمل در اصول و عناوينى چون نظم، حكمت، عدالت، قطبيت و امامت ضرورت تحقق بخشيدن به سازماندهى و نظام ادارى و رهبرى در قالب يك نظام ادارى منسجم و نيرومند و متناسب با نظام امامت روشن مى گردد و اصولاً بسيارى از مسائل ادارى و استخدامى به عنوان مقدمه و ابزار تحقق اهداف و آرمانهاى كلى اسلام غير قابل ترديد مى باشد.
خطابات كلى قرآن كه به صورت وظايف همگانى مطرح شده مبين اين ضرورت است و نيز دلايل خاصى كه بر نظم و حكمت و تبعيت از رهبرى ولى فقيه و دولت دارد و به طور كلى نظام ادارى در اسلام شاخهاى از رهبرى و امامت محسوب مى گردد و قطبيت امام احتياج به ايجاد تشكيلات طولى و نظام ادارى دارد.
نظام ادارى به تناسب نوع قدرت و منشائى كه نفوذ وقدرت نظام ادارى از آن ناشى مىگردد، به چند قسم قابل تقسيم مىباشد.
١. نظام ادارى طبقاتى كه قدرت در آن از امتيازات و تشخصات طبقهاى بوجود
[١] . رك: نهج البلاغه، خ ٣.