فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٧٩ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
مىشود، فرمانروايان و مدعيان رهبرى در يكسو و انبوه مردم فرمانبردار و مطيع و تحت رهبرى در سوى ديگر، رابطه اين دودستگاه به شكل ساده و گاه به شكل پيچيده بودهاست ولى زندگى اجتماعى بشر هرگز از اين رابطه جدايى نيافته است.
سادهترين تعريف سازمان آن است كه سازمان عبارت از تشكيلاتى است كه در آن سلسه مراتبى وجود داشته باشد و تشكيلات، نيز تعداد بر اساس روابط اجتماعى تنظيم يافته است كه گروهى نگهدارى اين روابط را به منظور ايجاد سازمانى براى رسيدن به اهداف معينى بر عهده دارند، مجموعه انسانى بهم پيوسته كه در جهت اهداف خاص حركت مىكنند. معمولاً اختلاف هدفها، نوع تشكيلات و سازمان را مشخص مىنمايد (سياسى، حزبى، نظامى، ادارى، اقتصادى).
قلمرو هدفها به دايره تشكيلات و سازمان درجامعه اطلاق مى گردد. و همچنين نظام ادارى در يك نگاه اجمالى عبارت است از استفاده حداكثر از منابع حداقل كه بيشتر جنبه اقتصادى و استخدامى و مفهوم ادارى دارد. نظام ادارى همواره با ايجاد تغييرات مطلوب در سازمان همراه مى باشد و حفظ مناسبات موزون و معقول موجود و ايجاد روابط و هماهنگىهاى نو، به تناسب نيازهاى بالقوه و بالفعل سازمان از لوازم ماهوى نظام مديريت محسوب مى شود.
در واژهها و اصطلاحات اسلامى مفاهيم مشابه اين مقوله ها را مى يابيم.
الف - نظم:
ايجاد مناسبات هدفدار در يك مجموعه.
ب - حكمت:
خلق يك مجموعه هدفدار با اجزاء موزون و هماهنگ.
ج - امامت:
تربيت نيروهاى بالنده و بسيج آنها درجهت خاص از طريق ايجاد مناسبات انسانى و رابطه انسان با خدا.
نظام ادارى به اين معنى بيشتر درصدد دگرگونى و رشد حداكثر استعدادهاى اعضاى جامعه يا سازمان است و ايجاد زمينههاى تغيير مداوم مبنى بر اصول تعليم و تربيت.
بر اساس اين معنى، نظام ادارى به عالم اختيار منتهى مىشود و از تحميل و اعمال زور و استفاده از تلقين و شيوههاى شست و شوى مغزى و ايجاد احساسات تند و غير منطقى و كاذب بىنياز مىگردد.
گاه از شيوه ايجاد شك و ترديد و طرح سئوال براى ايجاد روزنهها و بارقههايى كه