فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦٦ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
و امام (ع) خود را در بيان اين سلسله مراتب، نيز مسؤول در برابر خدا و عهده دار امانت در برابر مردم معرفى مىنمايد.
د - مراتب ادارى مسؤولان به لحاظ نوع وظيفه
مسؤولانى كه براى اداره سازمانهاى بخشها، مقاطعهها و ايالتها منصوب مىشدند همه در يك مرتبه و داراى وظايف مشابه و مشترك نبودند. برخى همه وظايف ادارى بخش و مقاطعه و ايالت را بر عهده داشتند و از مرتبه و شخصيت ممتازى برخوردار بودند و عدهاى هم تنها بخشى از اين وظايف را متعهد مىشدند كه گاه صرفاً به عنوان فرمانده نظامى اداره موقت سرزمينهاى فتح شده به آنها تفويض مىشده است.
واليانى مانند مالك اشتر، ابن عباس، محمد بن ابى بكر و سلمان فارسى را از گروه اول و افرادى چون اشعب بن قيس، منذر بن جارود و زيادبن ابيه را از گروه دوم به شمار مىآيند.
معمولاً مأموران نوع دوم زير نظر واليان نوع اول انجام وظيفه مىنمودند و در فرصت مناسب از منصب خود معزول مىشدند.
به عنوان مثال، زياد بن ابيه با پيشروى نظامى در بخشهايى از جنوب ايران و دريافت حكم از امام (ع) زير نظر ابن عباس «حاكم بصره» مسؤوليتهاى محوله را انجام مىداد. [١] و سمت وى، بيشتر فرماندهى نظامى بود تا والى يا عامل و يا قاضى و ساير سمتهاى ادارى.
ه - ساختار ادارى
ساختار اداره امور ايالتها و مقاطعهها در عصر علوى متناسب با وظايفى بود كه واليان و عاملان انجام آن وظايف را بر عهده داشتند و وظايف عمومى هر ولايت عبارت بود از:
١. حراست از دين و حريم مقدسات الهى و پاسدارى از آن در برابر عوامل فساد و تحريف.
٢. عهده دارى وظايف قضائى اعم از رسيدگى، صدور حكم، تعقيب و مجازات مجرمان.
٣. جمع آورى زكات و ساير درآمدهاى عمومى دولت مانند خراج، جزيه و
[١] . رك: نهج البلاغه، نامه ٢٠.