فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦١ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
در اين خصوص به يادگار مانده است.
٥. قسمبن عباس، از طرف امام (ع) به كارگزارى مكه مأمور گرديد و امام (ع) در نامه ٣٣
نهج البلاغه
، خطاب به وى او را از عوامل نفوذى معاويه كه قصد آشوب در مكه را داشتند بر حذر مىدارد.
٦. مالك اشتر، سردار بلند پايه امام (ع) كه تقوا، علم و قدرت نظامى را يكجا فرا گرفته بود از طرف امام (ع) به حكومت مصر اعزام گرديد و يادگار گرانقدر اين مأموريت، عهدنامه مالك اشتر (نامه شماره ٥٣) و نيز نامههاى شماره ٣٨ و ٦٢ مىباشد كه عهدنامه جامعترين دستورالعمل حكومت و مديريت سياسى را دربر دارد.
٧. مصقلة بن هبيره، كارگزار امام (ع) در بخشى از خاك ايران (اردشير خرّه) كه نامه شماره ٤٣
نهج البلاغه
، به نام وى صادر گرديده است.
٨. عمربن ابى سلمه، عامل امام (ع) در بحرين كه طى نامه شماره ٤٢
نهج البلاغه
، از سمت خود معزول و نعمان بن عجلان بجاى وى منصوب گرديد.
٩. عثمان بن حنيف، كه مدتى كارگزار امام (ع) در بصره بود و نامه شماره ٤٥
نهج البلاغه
، خطاب به وى، از شهرت بسزايى برخوردار مىباشد كه امام از سفرههاى رنگين غذا بدون حضور محرومان جامعه انتقاد مىكند و او را به پيروى از عملكرد امامش فرا مىخواند.
١٠. اسود بن قطبه، كارگزار امام (ع) در بخشى از خاك ايران بود و نامه شماره ٥٩
نهجالبلاغه
، وى را به رعايت مساوات و عدالت فرا مىخواند
«فليكن امر الناس عندك فى الحق سواء».
١١. كميل به زياد نخعى، عامل امام (ع) در ايالتى بنام «هيت» و امام در نامه شماره ٦١
نهج البلاغه
، وى را به خاطر كوتاهى در جهاد مورد انتقاد قرار مىدهد.
١٢. ابو موسى اشعرى، كارگزار امام (ع) در كوفه و مخاطب نامه شماره ٦٣
نهج البلاغه
، بود كه به خاطر كوتاهى در مسائل جنگ مورد عتاب قرار گرفت.
١٣. سلمان فارسى، از طرف امام (ع) به عنوان والى و عامل (كارگزار) در مداين تعيين گرديد كه مناسبت ايرانى بودن سلمان و پايتختى مداين براى ايران مىتواند معنىدار و حامل پيام باشد و نامه شماره ٦٨
نهج البلاغه
در اين خصوص صادر شده است.