فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥٤ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
٦. يمن:
يمنيها در سال نهم هجرى هيأتهايى را با پيام براى مدينه اعزام نمودند و از آن پس نمايندگان پيامبر (ص) به يمن اعزام شدند كه موفقترين آنها امام على (ع) بود كه مردم يمن را با فرهنگ و تعاليم اسلام آشنا نمود و رابطه عاطفى و اعتقادى شديدى بين مردم و يمن و بنى هاشم بويژه امام على (ع) بوجود آمد [١] كه به رغم حوادث ناگوار همچنان تاكنون بجاى مانده است.
٧. ايالت حضر موت:
ايالت حضر موت بخشى از يمن مىباشد كه به خاطر روابط ويژهاى كه مردم آن سرزمين با پيامبر (ص) داشتند در تاريخ اسلام از آن نام نيكى مانده است.
مردم حضرموت خود پيشنهاد اسلام دادند و هيأت اعزامى از حضرموت هنگام بازگشت از مدينه، از پيامبر اسلام (ص) در خواست تعيين والى نمودند و آن حضرت، زياد بن مبيد انصارى را به عنوان والى تعيين نمود و سپس ايالت كنده نيز به آن ملحق گرديد. [٢]
٨. ايالت بحرين:
بحرين قبل از اسلام از توابع امپراطورى ايران محسوب مىشد و بيشتر اهالى آن از قبايل عرب بودند. در سال هشتم (ه)، علاءبن عبدالله حضرمى، از جانب پيامبر اسلام (ص) به بحرين اعزام گرديد كه مردم آن سامان را به اسلام دعوت نمايد و يا شرايط صلح و جزيه را بپذيرند لكن قبائل عرب ساكن در بحرين به اسلام گرويدند و تعدادى از ايرانيان مقيم بحرين نيز اسلام آوردند و تعدادى نيز تن به جزيه دادند و متن قرارداد آن در تاريخ ثبت مىباشد. [٣]
٩. طائف:
شهر طائف پس از فتح مكه به تصرف مسلمانان در آمد و به رغم مقاومت بيست و چند روزه مردم طائف در برابر محاصره سپاه اسلام پيامبر اكرم (ص) آنها را آزاد و اموالشان را به آنها بر گرداند و يكى از سران شهر را بنام مالك بن نوف بر شهر حاكم گردانيد. [٤] تعدادى از يهوديان مدينه و يمن در طائف زندگى مىكردند كه با قبول قرارداد ذمه در حمايت مسلمانان قرار گرفتند.
١٠. عمان:
در سال هشتم هجرى ابا زيد انصارى از طرف پيامبر اكرم (ص) به عمان
[١] . رك: تاريخالكامل، پيشين، ج ٢، ص ١١٥ و طبرى، تاريخ طبرى، ج ٣، ص ١٥٩ و مجلسى، بحار الانوار، ج ٢١، ص ٣٦٣. متن قرارداد پيامبر اكرم (ص) با اهل يمن را، رك: مغازى واقدى، فتوح البلدان، ص ٨٠.
[٢] . رك: دهخدا، لغتنامه، ج ٦، كلمه حضرموت.
[٣] . رك: مغازى واقدى، پيشين، ص ٨٩.
[٤] . رك: تاريخ الكامل، پيشين، ص ٦٢٩-٦٣٠ و سيره ابن هشام، ج ٤، ص ١٢٧ و ابن كثير، البداية و النهايه، ج ٤، ص ٣٥٠ و مغازى واقدى، پيشين، ص ٦٩.