فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥٢ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
در برخى موارد تنها ركن سوم تعيين مىشد و تعيين ديگر نهادهاى اجرايى بر عهده والى نهاده مىشد و گاه والى اعزامى به تناسب محل مأموريت هر سه وظيفه را بر عهده مىگرفت. ناكام ماندن دو مأمور اعزامى از جانب پيامبر اسلام (ص) به يمن كه ابتدا معاذبن جبل و سپس خالد بن وليد، كارى از پيش نبردند و با اعتراض مردم يمن رو به رو شدند، پيامبر اكرم (ص) على (ع) را اعزام نمود و اداره و ايجاد تشكيلات لازم را بر عهده وى نهاد.
على (ع) نيز براى اداره مصر، مالك اشتر را با تمام اختيارات اعزام نمود كه خود شخصاً نهادهاى ديگر اجرايى و مسؤولان آنها را انتخاب و بكار گمارد.
در نظام ادارى در عصر نبوى، مسؤوليتها و سلسله مراتب كلاً امانت تلقى مىشد و احساس وظيفه اساس اين نظام را تشكيل مىداد و به همين دليل سلسله مراتب نظام بر امر و نهى كور كورانه و مستبدانه متكى نبود و شورا در درون اين نظام كوچكترين فرد را به بالاترين شخصيت آن ارتباط مىداد.
نظام ادارى عصر نبوى به تدريج با نهاد چهارمى مجهز گرديد كه مأموران آن، عهدهدار جمع آورى زكات يعنى عمدهترين منبع مالى دولت مدينه بودند و به آنها جابى گفته مىشد.
جابيان تحت امر هيچ كدام از نهادهاى سه گانه ايالتها نبودند و زير نظر شخص پيامبر (ص) به وظيفه جمع آورى در آمدهاى عمومى دولت مدينه اشتغال داشتند. و همان طور كه در مبحث ماليه عمومى توضيح داده خواهد شد، جابيان توسط شخص پيامبر (ص) مورد حسابرسى قرار مىگرفتند.
مبحث سوم: تقسيمات كشورى در عصر نبوى
تقسيمات كشورى را در عصر نبوى مىتوان به اين گونه در چند بخش و منطقه ترسيم نمود:
١. مدينه:
كه حكم پايتخت و مركز سياسى دولت اسلامى پيامبر اسلام (ص) محسوب