فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥١ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
احكام الهى بود. بدين ترتيب دو ركن اصلى دولت به صورت كاملاً مجزا عمل مىنمود.
تقنين از جانب خدا و اجرا توسط رئيس دولت اسلامى يعنى پيامبر (ص). دستگاه تقنينى سه تشكيلات طولى را شامل مىشد. وحى، تبليغ و دعوت. دستگاه وحى رابطه ويژه پيامبر (ص) با خدا بود كه احكام الهى از طريق آن به پيامبر (ص) نازل مىگرديد. [١] و دستگاه تبليغ توسط پيامبر (ص) و كسانى كه در مكتب او تربيت مىشدند انجام مىپذيرفت [٢] و دستگاه دعوت تعليمات شريعت را به طور برون مرزى گسترش مىداد. [٣]
هر چند قضاوت در عصر نبوى بدليل شرايط آغازين اسلام بر عهده پيامبر (ص) بود لكن زمينه تفكيك آن نيز به مرور فراهم گرديد و افراد جامع الشرايط كار قضاوت را طبق آيين وحى انجام مىدادند.
دستگاه اجرايى در عصر نبوى از سه نهاد تشكيل مىشد كه داراى مسؤوليتهاى معين و هر كدام از آنها بر عهده مسؤولى قرار داده مىشد:
١. نهاد نظامى:
به خاطر اهميتى كه مسائل دفاعى و امنيتى در عصر نبوى داشت، امور نظامى از اهميت ويژهاى بر خوردار بود و با تعيين فرمانده براى هر منطقه و ايالت مسؤوليتهاى اجرايى اين نهاد مشخص مىگرديد.
تعيين امير و فرمانده نظامى اختصاص به نيروهاى اعزام براى عمليات جنگى نداشت بلكه در ميان هيأتهاى اعزامى براى اداره ايالتها كه معمولاً از سه نفر تشكيل مىشد يكى از آنها مسؤوليت فرماندهى نظامى را بر عهده داشت.
٢. نهاد تقنينى (تبليغ احكام):
يك عضو هيأت اعزامى همواره كسى بود كه به احكام آشنايى داشت و مسؤوليت آشنا كردن مردم با احكام الهى را بر عهده مىگرفت. گاه همين فرد مسؤوليتهاى قضائى را نيز بر عهده داشت.
٣. نهاد اجرايى يا والى:
والى عهده دار مسؤوليت اجراى احكام الهى بود و معمولاً بمثابه رئيس سازمان ادارى هر ولايت محسوب مىشد.
[١] . (اِتَّبِعْ مٰا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ). انعام، آيه ١٠٦. (وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هٰذَا اَلْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ)، انعام، آيه ١٩.
[٢] . (يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ)، مائده، آيه ٦٧.
(الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ)، احزاب، آيه ٣٩.
[٣] . (ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ)، نحل، آيه ١٢٥.